presumptions

[ایالات متحده]/prɪˈzʌmpʃənz/
[بریتانیا]/prɪˈzʌmpʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرضیات بدون مدرک؛ باورها یا نظرات مبتنی بر دلایل معقول؛ استنباط‌های قانونی؛ جسارت یا شجاعت

عبارات و ترکیب‌ها

legal presumptions

فرضیات قانونی

presumptions of innocence

فرضیات بی‌گناهی

presumptions of fact

فرضیات مربوط به واقعیت‌ها

presumptions of law

فرضیات قانونی

strong presumptions

فرضیات قوی

rebuttable presumptions

فرضیاتی که قابل رد هستند

presumptions against

فرضیات برخلاف

presumptions of correctness

فرضیات درست بودن

presumptions of reliability

فرضیات قابلیت اطمینان

presumptions in favor

فرضیات به نفع

جملات نمونه

his presumptions about her abilities were unfounded.

تصورات او درباره توانایی‌های او بی‌اساس بود.

presumptions can lead to misunderstandings in communication.

تصورات می‌توانند منجر به سوء تفاهم در ارتباطات شوند.

we should challenge our presumptions before making decisions.

ما باید پیش از تصمیم‌گیری، فرضیات خود را به چالش بکشیم.

her presumptions about the project were proven incorrect.

تصورات او درباره پروژه نادرست بود.

presumptions based on stereotypes can be harmful.

تصوراتی که بر اساس کلیشه‌ها هستند می‌توانند مضر باشند.

he made presumptions about my intentions without asking.

او بدون پرسیدن، در مورد قصد و نیات من فرضیاتی کرد.

it's important to recognize our own presumptions.

شناخت فرضیات خود برای ما مهم است.

her presumptions about the weather were proven wrong.

تصورات او درباره هوا نادرست بود.

presumptions can cloud our judgment in critical situations.

تصورات می‌توانند در شرایط بحرانی، قضاوت ما را مختل کنند.

we should not make presumptions without sufficient evidence.

ما نباید بدون شواهد کافی فرضیاتی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید