inferiors

[ایالات متحده]/[ˌɪnfɪˈrɪəz]/
[بریتانیا]/[ˌɪnfɪˈrɪərz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که از نظر اهمیت یا قدرت از دیگران کم‌تر محسوب می‌شوند؛ موقعیت با رتبه پایین‌تر؛ چیزی که از چیز دیگری کم اهمیت‌تر یا کم قدرت‌تر است
adj. کم اهمیت‌تر یا کم قدرت‌تر

عبارات و ترکیب‌ها

treating inferiors

رفتار با افراد پست‌مقدار

managing inferiors

مدیریت افراد پست‌مقدار

overseeing inferiors

نظارت بر افراد پست‌مقدار

dealing with inferiors

رسیدگی به افراد پست‌مقدار

below inferiors

زیر افراد پست‌مقدار

superior to inferiors

برتر از افراد پست‌مقدار

protecting inferiors

محافظت از افراد پست‌مقدار

supporting inferiors

حمایت از افراد پست‌مقدار

motivating inferiors

انگیزش بخشیدن به افراد پست‌مقدار

assessing inferiors

ارزیابی افراد پست‌مقدار

جملات نمونه

the manager often promoted superiors and overlooked inferiors.

مدیر اغلب برتری‌ها را ارتقا می‌داد و برتری‌های پایین‌تر را نادیده می‌گرفت.

he felt exploited by superiors and ignored by inferiors.

او احساس می‌کرد که توسط برتری‌ها مورد سوء استفاده قرار گرفته و توسط برتری‌های پایین‌تر نادیده گرفته شده است.

the company valued loyalty over competence, often promoting inferiors.

شرکت وفاداری را بر شایستگی ترجیح می‌داد و اغلب برتری‌های پایین‌تر را ارتقا می‌داد.

she warned him not to underestimate his superiors or provoke inferiors.

او به او هشدار داد که برتری‌های خود را دست کم نگیرد یا برتری‌های پایین‌تر را تحریک نکند.

the team was comprised of both superiors and inferiors, working together.

تیم از هر دو برتری و برتری‌های پایین‌تر تشکیل شده بود که با هم کار می‌کردند.

he resented the superiors who held power over his inferiors.

او از برتری‌هایی که قدرت را بر برتری‌های پایین‌تر خود داشتند، عصبانی بود.

the system unfairly favored superiors, marginalizing inferiors.

این سیستم به طور ناعادلانه‌ای برتری‌ها را ترجیح می‌داد و برتری‌های پایین‌تر را به حاشیه می‌برد.

despite their position as inferiors, they demonstrated great skill.

با وجود جایگاهشان به عنوان برتری‌های پایین‌تر، آن‌ها مهارت زیادی نشان دادند.

the project required collaboration between superiors and inferiors.

he learned valuable lessons from both superiors and inferiors.

او درس‌های ارزشمندی از هر دو برتری و برتری‌های پایین‌تر آموخت.

the hierarchy clearly defined the roles of superiors and inferiors.

ساختار سلسله مراتبی به وضوح نقش‌های برتری‌ها و برتری‌های پایین‌تر را تعریف می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید