lackeys

[ایالات متحده]/ˈlækiz/
[بریتانیا]/ˈlækiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع lackey; یک خدمتکار یا همراه; یک چاپلوس یا شخص مطیع; کسی که به عنوان خدمتکار رفتار می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

loyal lackeys

خادمان وفادار

faithful lackeys

خادمان باوفا

trusted lackeys

خادمان مورد اعتماد

servile lackeys

خادمان مطیع

obedient lackeys

خادمان مطیع دستور

devious lackeys

خادمان حیله‌گر

subservient lackeys

خادمان مطیع و خاضع

willing lackeys

خادمان مایل

loyalty of lackeys

وفاداری خادمان

lackeys of power

خادمان قدرت

جملات نمونه

he treated his lackeys with disdain.

او با تحقیر با ندیمان خود رفتار می‌کرد.

the king's lackeys were always at his beck and call.

ندیمان پادشاه همیشه به دستور او بودند.

she surrounded herself with lackeys to boost her ego.

او برای تقویت اعتماد به نفس خود را با ندیمان احاطه کرد.

his lackeys did all the dirty work for him.

ندیمان او تمام کارهای کثیف را برای او انجام می‌دادند.

they were nothing more than lackeys to the powerful businessman.

آنها چیزی بیشتر از ندیمان تا آن تاجر قدرتمند نبودند.

the politician relied on his lackeys for support.

سیاستمدار برای حمایت به ندیمان خود متکی بود.

her lackeys always agreed with her opinions.

ندیمان او همیشه با نظرات او موافق بودند.

he dismissed his lackeys after they failed him.

او پس از اینکه آنها شکست خوردند، ندیمان خود را اخراج کرد.

the lackeys whispered among themselves.

ندیمان در میان خود زمزمه می‌کردند.

they acted like lackeys instead of loyal friends.

آنها به جای دوستان وفادار مانند ندیمان رفتار می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید