prodigies

[ایالات متحده]/ˈprɒdɪdʒiz/
[بریتانیا]/ˈprɑːdɪdʒiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استعدادها یا توانایی‌های فوق‌العاده، به‌ویژه در کودکان

عبارات و ترکیب‌ها

musical prodigies

خادمان موسیقی

child prodigies

خادمان کودکی

math prodigies

خادمان ریاضی

art prodigies

خادمان هنری

sports prodigies

خادمان ورزشی

language prodigies

خادمان زبان

science prodigies

خادمان علمی

prodigies emerge

خادمان ظهور می‌کنند

prodigies excel

خادمان برتری دارند

prodigies shine

خادمان می‌درخشند

جملات نمونه

many child prodigies amaze us with their extraordinary talents.

بسیاری از کودکان نابغه با استعدادهای فوق العاده خود ما را شگفت زده می‌کنند.

prodigies often require special education to nurture their skills.

کودکان نابغه اغلب به آموزش ویژه‌ای برای تقویت مهارت‌های خود نیاز دارند.

some prodigies become famous at a very young age.

برخی از کودکان نابغه در سن بسیار کم مشهور می‌شوند.

parents of prodigies often face unique challenges.

والدین کودکان نابغه اغلب با چالش‌های منحصربه‌فردی روبرو هستند.

prodigies can excel in various fields, from music to mathematics.

کودکان نابغه می‌توانند در زمینه‌های مختلف، از موسیقی تا ریاضیات، مهارت کسب کنند.

there are many famous prodigies throughout history.

در طول تاریخ، کودکان نابغه زیادی وجود داشته‌اند.

recognizing prodigies early can help them reach their potential.

شناسایی کودکان نابغه در سنین پایین می‌تواند به آن‌ها کمک کند تا به پتانسیل خود برسند.

prodigies often inspire others with their achievements.

کودکان نابغه اغلب با دستاوردهای خود دیگران را الهام بخشند.

some prodigies struggle with the pressure of high expectations.

برخی از کودکان نابغه با فشار انتظارات بالا دست و پنجه نرم می‌کنند.

educational programs for prodigies are becoming more common.

برنامه‌های آموزشی برای کودکان نابغه رایج‌تر می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید