influences

[ایالات متحده]/ˈɪnfluənsɪz/
[بریتانیا]/ˈɪnfluənsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تأثیرات یا قدرت‌هایی که بر روی کسی یا چیزی تأثیر می‌گذارد
v. بر روی کسی یا چیزی تأثیر داشتن

عبارات و ترکیب‌ها

external influences

تاثیرات بیرونی

cultural influences

تاثیرات فرهنگی

social influences

تاثیرات اجتماعی

negative influences

تاثیرات منفی

positive influences

تاثیرات مثبت

personal influences

تاثیرات شخصی

economic influences

تاثیرات اقتصادی

political influences

تاثیرات سیاسی

environmental influences

تاثیرات زیست محیطی

peer influences

تاثیرات همسالان

جملات نمونه

his family influences his career choices.

خانواده بر انتخاب‌های شغلی او تأثیر می‌گذارد.

peer pressure often influences teenagers' decisions.

فشار همسالان اغلب بر تصمیمات نوجوانان تأثیر می‌گذارد.

social media influences public opinion significantly.

شبکه‌های اجتماعی به طور قابل توجهی بر افکار عمومی تأثیر می‌گذارند.

climate change influences global weather patterns.

تغییرات آب و هوا بر الگوهای آب و هوای جهانی تأثیر می‌گذارد.

education influences personal development.

تحصیل بر رشد شخصی تأثیر می‌گذارد.

cultural background influences our perspectives.

زمینه فرهنگی بر دیدگاه‌های ما تأثیر می‌گذارد.

marketing strategies influence consumer behavior.

استراتژی‌های بازاریابی بر رفتار مصرف‌کننده تأثیر می‌گذارد.

economic factors influence job availability.

عوامل اقتصادی بر در دسترس بودن شغل تأثیر می‌گذارد.

leadership styles influence team dynamics.

سبک‌های رهبری بر پویایی گروه تأثیر می‌گذارد.

life experiences influence our choices.

تجربیات زندگی بر انتخاب‌های ما تأثیر می‌گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید