| شکل سوم شخص مفرد | infracts |
| صفت یا فعل حال استمراری | infracting |
| زمان گذشته | infracted |
| قسمت سوم فعل | infracted |
infract rules
نقض قوانین
infract laws
نقض قوانین
infract policies
نقض سیاستها
infract agreements
نقض توافقنامهها
infract codes
نقض کدها
infract terms
نقض شرایط
infract standards
نقض استانداردها
infract contracts
نقض قراردادها
infract regulations
نقض مقررات
infract guidelines
نقض دستورالعملها
to infract a law can lead to serious consequences.
نقض یک قانون میتواند منجر به عواقب جدی شود.
he was found to infract the rules of the game.
او به نقض قوانین بازی متهم شناخته شد.
infracting safety regulations can endanger lives.
نقض مقررات ایمنی میتواند جانها را به خطر اندازد.
they chose to infract the contract terms.
آنها تصمیم گرفتند شرایط قرارداد را نقض کنند.
infracting company policies can result in disciplinary action.
نقض سیاستهای شرکت میتواند منجر به اقدامات انضباطی شود.
she did not mean to infract any copyright laws.
او قصد نقض هیچ یک از قوانین حق نسخه برداری را نداشت.
to infract environmental laws can harm the ecosystem.
نقض قوانین زیست محیطی میتواند به اکوسیستم آسیب برساند.
he was warned not to infract the curfew.
به او هشدار داده شد که نباید قانون منع آمد و رفت را نقض کند.
infracting the terms of service can lead to account suspension.
نقض شرایط خدمات میتواند منجر به تعلیق حساب شود.
they faced penalties for infracting local ordinances.
آنها با مجازاتهایی برای نقض مقررات محلی روبرو شدند.
infract rules
نقض قوانین
infract laws
نقض قوانین
infract policies
نقض سیاستها
infract agreements
نقض توافقنامهها
infract codes
نقض کدها
infract terms
نقض شرایط
infract standards
نقض استانداردها
infract contracts
نقض قراردادها
infract regulations
نقض مقررات
infract guidelines
نقض دستورالعملها
to infract a law can lead to serious consequences.
نقض یک قانون میتواند منجر به عواقب جدی شود.
he was found to infract the rules of the game.
او به نقض قوانین بازی متهم شناخته شد.
infracting safety regulations can endanger lives.
نقض مقررات ایمنی میتواند جانها را به خطر اندازد.
they chose to infract the contract terms.
آنها تصمیم گرفتند شرایط قرارداد را نقض کنند.
infracting company policies can result in disciplinary action.
نقض سیاستهای شرکت میتواند منجر به اقدامات انضباطی شود.
she did not mean to infract any copyright laws.
او قصد نقض هیچ یک از قوانین حق نسخه برداری را نداشت.
to infract environmental laws can harm the ecosystem.
نقض قوانین زیست محیطی میتواند به اکوسیستم آسیب برساند.
he was warned not to infract the curfew.
به او هشدار داده شد که نباید قانون منع آمد و رفت را نقض کند.
infracting the terms of service can lead to account suspension.
نقض شرایط خدمات میتواند منجر به تعلیق حساب شود.
they faced penalties for infracting local ordinances.
آنها با مجازاتهایی برای نقض مقررات محلی روبرو شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید