infracting

[ایالات متحده]/ɪnˈfræktɪŋ/
[بریتانیا]/ɪnˈfræktɪŋ/

ترجمه

v. عمل نقض یا تخلف از یک قانون یا قاعده

عبارات و ترکیب‌ها

infracting rules

نقض قوانین

infracting laws

نقض قوانین

infracting policies

نقض سیاست‌ها

infracting guidelines

نقض دستورالعمل‌ها

infracting standards

نقض استانداردها

infracting terms

نقض شرایط

infracting agreements

نقض توافقنامه‌ها

infracting conditions

نقض شرایط

infracting contracts

نقض قراردادها

infracting regulations

نقض مقررات

جملات نمونه

the company is infracting environmental regulations.

شرکت در حال نقض مقررات زیست محیطی است.

infracting traffic laws can lead to serious penalties.

نقض قوانین رانندگی می تواند منجر به جریمه های جدی شود.

he was caught infracting the terms of his contract.

او در حال نقض شرایط قرارداد خود دستگیر شد.

infracting workplace safety rules can endanger employees.

نقض قوانین ایمنی محل کار می تواند باعث به خطر افتادن کارمندان شود.

they are infracting copyright laws by sharing files.

آنها با اشتراک گذاری فایل ها قوانین حق چاپ را نقض می کنند.

infracting school policies can result in disciplinary action.

نقض سیاست های مدرسه می تواند منجر به اقدامات انضباطی شود.

he was accused of infracting the community guidelines.

او به نقض دستورالعمل های انجمن متهم شده است.

infracting zoning laws can lead to fines.

نقض قوانین منطقه بندی می تواند منجر به جریمه شود.

they are infracting the rules of fair competition.

آنها قوانین رقابت منصفانه را نقض می کنند.

infracting the agreement can have legal consequences.

نقض توافقنامه می تواند عواقب قانونی داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید