disobey

[ایالات متحده]/dɪsə'beɪ/
[بریتانیا]/'dɪsə'be/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. امتناع از اطاعت; نقض
Word Forms
شکل سوم شخص مفردdisobeys
صفت یا فعل حال استمراریdisobeying
زمان گذشتهdisobeyed
قسمت سوم فعلdisobeyed

عبارات و ترکیب‌ها

disobey the rules

عدم رعایت قوانین

جملات نمونه

Children often disobey their parents' rules.

کودکان اغلب قوانین والدین خود را نادیده می‌گیرند.

It is never a good idea to disobey traffic laws.

هرگز ایده خوبی نیست که قوانین رانندگی را نادیده بگیرید.

Employees must not disobey company policies.

کارمندان نباید سیاست‌های شرکت را نادیده بگیرند.

The soldier was punished for disobeying orders.

سرباز به دلیل نادیده گرفتن دستورات مجازات شد.

Teenagers often disobey curfews set by their parents.

نوجوانان اغلب ساعات تعیین شده توسط والدین خود را نادیده می‌گیرند.

It is important to teach children not to disobey authority figures.

آموزش به کودکان برای عدم نافرمانی از مقام‌های مسئول مهم است.

The student was suspended for repeatedly disobeying school rules.

دانش‌آموز به دلیل نقض مکرر قوانین مدرسه تعلیق شد.

The company has a zero-tolerance policy for employees who disobey safety regulations.

شرکت برای کارمندانی که مقررات ایمنی را نادیده می‌گیرند، سیاست عدم تحمل صفر دارد.

Drivers who disobey speed limits will be fined.

رانندگانی که از محدودیت سرعت تخطی می‌کنند، جریمه خواهند شد.

The consequences of disobeying the law can be severe.

عواقب نافرمانی قانون می‌تواند جدی باشد.

نمونه‌های واقعی

When a mystery is too overpowering, one dare not disobey.

وقتی یک راز بیش از حد طاقت‌فرسا است، نمی‌توان دستور نافرمانی نکرد.

منبع: The Little Prince

And I find that she disobeyed me.

و من متوجه شدم که او از من نافرمانی کرد.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

And why on earth would you disobey.

و چرا اصلا می‌خواستید نافرمانی کنید؟

منبع: 1000 episodes of English stories (continuously updated)

I never thought I could ever disobey them.

من فکر نمی‌کردم که بتوانم هرگز از آنها نافرمانی کنم.

منبع: Interstellar Zoo (Difficulty Level 3)

She vowed she would never disobey her parents again.

او قسم خورد که دیگر هرگز از والدینش نافرمانی نخواهد کرد.

منبع: Recitation for Kings Volume 1 (All 100 Lessons)

I warned you what would happen if you disobeyed, Emma.

به شما هشدار دادم که اگر نافرمانی کنید چه اتفاقی می‌افتد، امما.

منبع: American TV series Person of Interest Season 4

He was very angry that I had disobeyed him so quickly.

او خیلی عصبانی بود که من آنقدر سریع از او نافرمانی کردم.

منبع: 1000 episodes of English stories (continuously updated)

Just you watch me. I won't be disobeyed especially by my own son!

فقط من را تماشا کن. من به خصوص توسط پسرم نافرمانی نخواهم شد!

منبع: The Legend of Merlin

A three-month-sentence looms if anyone tries to disobey those quarantine rules.

اگر کسی سعی کند قوانین قرنطینه را نادیده بگیرد، یک حبس سه ماهه در پیش است.

منبع: CNN 10 Student English February 2020 Compilation

He, of course, was very anxious that no one should disobey her, or make her angry.

او البته خیلی نگران بود که کسی از او نافرمانی نکند یا او را عصبانی نکند.

منبع: "Wuthering Heights" simplified version (Level 5)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید