infractions

[ایالات متحده]/ɪnˈfrækʃənz/
[بریتانیا]/ɪnˈfrækʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نقض یا تخلف از قوانین یا مقررات

عبارات و ترکیب‌ها

minor infractions

خروقات جزئی

serious infractions

خروقات جدی

traffic infractions

خروقات ترافیکی

legal infractions

خروقات قانونی

disciplinary infractions

خروقات انضباطی

record infractions

خروقات سابقه

frequent infractions

خروقات مکرر

common infractions

خروقات رایج

reported infractions

خروقات گزارش شده

unresolved infractions

خروقات حل نشده

جملات نمونه

minor infractions can lead to serious consequences.

نقض‌های جزئی می‌توانند منجر به عواقب جدی شوند.

the school has a zero tolerance policy for infractions.

مدرسه سیاست عدم تحمل صفر را برای نقض‌ها دارد.

repeated infractions may result in suspension.

نقض‌های مکرر ممکن است منجر به تعلیق شود.

he was warned about his infractions during the meeting.

در طول جلسه در مورد نقض‌های او به او هشدار داده شد.

infractions of the rules will not be tolerated.

نقض قوانین تحمل نخواهد شد.

they keep track of all infractions in a database.

آنها تمام نقض‌ها را در یک پایگاه داده ردیابی می‌کنند.

her infractions were noted by the supervisor.

نقض‌های او توسط ناظر یادداشت شد.

understanding the nature of infractions is crucial.

درک ماهیت نقض‌ها بسیار مهم است.

he faced penalties for multiple infractions.

او برای چندین نقض با مجازات روبرو شد.

the committee reviewed the infractions reported last month.

کمیته نقض‌های گزارش شده در ماه گذشته را بررسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید