observances

[ایالات متحده]/əbˈzɜː.vənsɪz/
[بریتانیا]/əbˈzɜr.vənsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انطباق با یک قانون، عادت یا قاعده؛ جشن یک رویداد مذهبی یا تشریفاتی

عبارات و ترکیب‌ها

religious observances

مناسک دینی

cultural observances

مناسک فرهنگی

public observances

مناسک عمومی

traditional observances

مناسک سنتی

annual observances

مناسک سالانه

national observances

مناسک ملی

official observances

مناسک رسمی

local observances

مناسک محلی

ceremonial observances

مناسک تشریفاتی

silent observances

مناسک خاموش

جملات نمونه

many cultures have unique observances during the holiday season.

بسیاری از فرهنگ‌ها در طول تعطیلات، آداب و رسوم منحصربه‌فردی دارند.

his observances of local traditions impressed everyone.

آداب و رسوم محلی که او رعایت می‌کرد، همه را تحت تأثیر قرار داد.

religious observances can vary greatly from one faith to another.

آداب و رسوم مذهبی می‌توانند از یک دین به دین دیگر بسیار متفاوت باشند.

she participated in the observances of the ancient festival.

او در آداب و رسوم جشنواره باستانی شرکت کرد.

his observances of the rules helped maintain order in the class.

رعایت قوانین توسط او به حفظ نظم در کلاس کمک کرد.

they held a meeting to discuss the observances for the upcoming event.

آنها جلسه‌ای برای بحث در مورد آداب و رسوم رویداد آینده برگزار کردند.

traditional observances often reflect a community's values.

آداب و رسوم سنتی اغلب منعکس کننده ارزش‌های یک جامعه هستند.

his observances during the ceremony were very respectful.

آداب و رسوم او در طول مراسم بسیار محترمانه بود.

different countries have various observances for the new year.

کشورهای مختلف آداب و رسوم متفاوتی برای سال نو دارند.

she documented the observances of the local festival for her research.

او آداب و رسوم جشنواره محلی را برای تحقیقات خود مستند کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید