infringement

[ایالات متحده]/ɪnˈfrɪndʒmənt/
[بریتانیا]/ɪn'frɪndʒmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نقض، تجاوز، آسیب
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

copyright infringement

نقض حق نسخه برداری

patent infringement

نقض حق ثبت اختراع

trademark infringement

نقض حق علامت تجاری

notice of infringement

اطلاع از نقض

جملات نمونه

this infringement of the law had taken place with the connivance of officials.

این نقض قانون با همدی و همکاری مقامات رخ داده بود.

those seeking redress for an infringement of public law rights.

کسانی که به دنبال جبران خسارت ناشی از نقض حقوق قانونی عمومی هستند.

Infringement of this regulation would automatically rule you out of the championship.

نقض این مقررات به طور خودکار شما را از مسابقات حذف می‌کند.

The committee ruled that the US ban constituted an infringement of free trade.

کمیته تصمیم گرفت که ممنوعیت ایالات متحده نقض تجارت آزاد محسوب می‌شود.

The legal relief consists in establishing legal procedures for inflicting the transgressor condign penalty according to the nature of the infringement on the interviewing right.

راه حل قانونی در ایجاد رویه های قانونی برای تحمیل مجازات شایسته متجاوز بر اساس نوع نقض حق مصاحبه است.

to sue for infringement

برای شکایت به دلیل نقض

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید