injuries

[ایالات متحده]/ˈɪndʒəriz/
[بریتانیا]/ˈɪndʒəriz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آسیب فیزیکی یا خسارت وارده به یک شخص؛ وضعیت آسیب‌دیده یا آسیب‌دیده بودن

عبارات و ترکیب‌ها

serious injuries

آسیب‌های جدی

minor injuries

آسیب‌های جزئی

sports injuries

آسیب‌های ورزشی

workplace injuries

آسیب‌های محیط کار

preventable injuries

آسیب‌های قابل پیشگیری

injuries sustained

آسیب‌های وارده

injuries reported

گزارش آسیب‌ها

injuries treated

آسیب‌های درمانی شده

injuries assessed

ارزیابی آسیب‌ها

injuries documented

مستندسازی آسیب‌ها

جملات نمونه

he suffered serious injuries in the accident.

وی در اثر حادثه دچار آسیب‌دیدگی جدی شد.

the doctor treated her injuries with care.

پزشک با دقت از آسیب‌دیدگی‌های او مراقبت کرد.

many athletes experience injuries during training.

بسیاری از ورزشکاران در طول تمرین دچار آسیب‌دیدگی می‌شوند.

they are investigating the cause of the injuries.

آنها علت آسیب‌دیدگی‌ها را بررسی می‌کنند.

he returned to the game after recovering from his injuries.

او پس از بهبودی از آسیب‌دیدگی‌ها به بازی بازگشت.

preventing injuries is crucial in sports.

پیشگیری از آسیب‌دیدگی‌ها در ورزش‌ها بسیار مهم است.

she documented her injuries for the insurance claim.

او آسیب‌دیدگی‌های خود را برای درخواست بیمه مستندسازی کرد.

physical therapy can help with recovery from injuries.

فیزیوتراپی می‌تواند به بهبودی از آسیب‌دیدگی‌ها کمک کند.

the team faced multiple injuries this season.

این فصل تیم با چندین آسیب‌دیدگی روبرو شد.

he is an expert in treating sports injuries.

او در درمان آسیب‌دیدگی‌های ورزشی متخصص است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید