injurious

[ایالات متحده]/ɪnˈdʒʊəriəs/
[بریتانیا]/ɪnˈdʒʊriəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. آسیب‌زننده یا مخرب، ناعادلانه یا ناعادلانه.

جملات نمونه

Smoking is injurious to health.

کشیدن سیگار برای سلامتی مضر است.

Excessive drinking can be injurious to your liver.

مصرف بیش از حد الکل می تواند برای کبد شما مضر باشد.

Using your phone while driving can be injurious to your safety.

استفاده از تلفن همراه هنگام رانندگی می تواند برای ایمنی شما مضر باشد.

Ignoring safety guidelines can be injurious to your well-being.

نادیده گرفتن دستورالعمل‌های ایمنی می‌تواند برای سلامتی شما مضر باشد.

Not wearing sunscreen can be injurious to your skin.

عدم استفاده از ضد آفتاب می تواند برای پوست شما مضر باشد.

Lack of exercise can be injurious to your overall health.

کمبود ورزش می تواند برای سلامتی کلی شما مضر باشد.

Eating too much junk food can be injurious to your weight.

خوردن بیش از حد غذاهای ناسالم می تواند برای وزن شما مضر باشد.

Exposure to loud noises can be injurious to your hearing.

قرار گرفتن در معرض سر و صداهای بلند می تواند برای شنوایی شما مضر باشد.

Not getting enough sleep can be injurious to your mental health.

کمبود خواب می تواند برای سلامت روان شما مضر باشد.

Neglecting proper hygiene can be injurious to your overall well-being.

نادیده گرفتن بهداشت مناسب می تواند برای سلامتی کلی شما مضر باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید