prisoners

[ایالات متحده]/ˈprɪzənəz/
[بریتانیا]/ˈprɪzənərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که در زندان نگهداری می‌شوند؛ اسیران؛ کسانی که از آزادی محروم هستند

عبارات و ترکیب‌ها

political prisoners

زندانیان سیاسی

prisoners rights

حقوق زندانیان

prisoners exchange

تبادل زندانیان

prisoners release

آزادی زندانیان

prisoners of war

اسیران جنگ

prisoners treatment

رفتار با زندانیان

female prisoners

زندانیان زن

prisoners dilemma

معمای زندانیان

prisoners population

جمعیت زندانیان

juvenile prisoners

زندانیان نوجوان

جملات نمونه

prisoners often have limited access to education.

زندانیان اغلب دسترسی محدودی به آموزش دارند.

the prison system aims to rehabilitate prisoners.

سیستم زندان با هدف توانایی مجدد زندانیان است.

many prisoners are working towards early release.

بسیاری از زندانیان برای آزادی زودهنگام تلاش می کنند.

prisoners have the right to receive medical care.

زندانیان حق دریافت مراقبت های پزشکی را دارند.

some prisoners participate in vocational training programs.

برخی از زندانیان در برنامه های آموزش حرفه ای شرکت می کنند.

prisoners can maintain contact with their families through letters.

زندانیان می توانند از طریق نامه با خانواده های خود در ارتباط باشند.

conditions for prisoners can vary greatly between facilities.

شرایط زندانیان می تواند به طور قابل توجهی بین امکانات متفاوت باشد.

prisoners often face challenges reintegrating into society.

زندانیان اغلب با چالش های بازگشت به جامعه روبرو هستند.

some organizations advocate for the rights of prisoners.

برخی از سازمان ها از حقوق زندانیان حمایت می کنند.

prisoners may participate in rehabilitation programs to reduce recidivism.

زندانیان ممکن است برای کاهش بازگشت به جرم و جنایت در برنامه های توانبخشی شرکت کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید