inners

[ایالات متحده]/[ˈɪnəz]/
[بریتانیا]/[ˈɪnərz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخش‌های یا مناطق داخلی چیزی؛ سطح داخلی چیزی؛ افرادی که به کسی یا چیزی نزدیک هستند.

عبارات و ترکیب‌ها

innerspace

فضای داخلی

جملات نمونه

the company's inners are focused on sustainable development.

در داخل شرکت روی توسعه پایدار متمرکز هستند.

her inners revealed a deep passion for animal welfare.

داخل او عاشقانه ای عمیقی به حفظ حیوانات نشان داد.

he delved into his inners to find the source of his anxiety.

او به داخل خودش نگاه کرد تا منبع نگرانی خود را پیدا کند.

the film explored the inners of human relationships.

فیلم به داخل روابط انسانی نگاه کرد.

understanding their inners is key to effective communication.

فهم داخل آنها کلید ارتباط موثر است.

the artist sought to express his inners through his paintings.

هنرمند سعی کرد از طریق نقاشی خود داخل خود را بیان کند.

she trusted her inners and made a difficult decision.

او به داخل خود اعتماد کرد و یک تصمیم سخت گرفت.

the novel examines the inners of a troubled family.

رومان به داخل یک خانواده مشکل دار نگاه می کند.

he needed time to reflect on his inners and future goals.

او وقتی برای بازتاب داخل خود و اهداف آینده نیاز داشت.

the speaker encouraged the audience to connect with their inners.

سخنران مخاطبان را تشویق کرد تا با داخل خود ارتباط برقرار کنند.

the project aims to support the inners of young entrepreneurs.

این پروژه به حمایت از داخل کارآفرینان جوان می پردازد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید