depths

[ایالات متحده]/[dɛpθs]/
[بریتانیا]/[dɛpθs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پایین‌ترین یا شدیدترین قسمت چیزی؛ احساس غم یا ناامیدی؛ مناطق زیر سطح دریا یا دریاچه
adv. تا حد زیادی؛ عمیقاً

عبارات و ترکیب‌ها

depths of despair

اعماق ناامیدی

explore the depths

کاوش در اعماق

depths of knowledge

اعماق دانش

to the depths

به اعماق

depths of the ocean

اعماق اقیانوس

in great depths

در اعماق زیاد

plunge into depths

وارد اعماق شیرجه بزنید

reaching depths

رسیدن به اعماق

unknown depths

اعماق ناشناخته

dark depths

اعماق تاریک

جملات نمونه

the ocean's depths hold many secrets.

اعماق اقیانوس رازهای زیادی را در خود جای داده است.

we explored the depths of the cave system.

ما اعماق سیستم غار را کاوش کردیم.

the company delved into the depths of market research.

شرکت در اعماق تحقیقات بازار غوطه ور شد.

he plumbed the depths of his despair after the loss.

او پس از دست دادن، در اعماق ناامیدی خود غرق شد.

the novel explores the depths of human emotion.

رمان به کاوش در اعماق احساسات انسانی می‌پردازد.

the divers descended to great depths below the surface.

غواصان به اعماق زیاد زیر سطح آب رفتند.

the artist sought to capture the depths of the landscape.

هنرمند به دنبال به تصویر کشیدن اعماق منظره بود.

the investigation revealed new depths of corruption.

تحقیقات، اعماق جدید فساد را نشان داد.

she reached the depths of exhaustion after the marathon.

او پس از ماراتن به اعماق خستگی رسید.

the philosopher contemplated the depths of existence.

فيلسوف در مورد اعماق وجود تأمل کرد.

the canyon's depths were breathtakingly beautiful.

اعماق دره به طرز نفس‌گیری زیبا بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید