innocents

[ایالات متحده]/ˈɪnəsənts/
[بریتانیا]/ˈɪnəsənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که گناهکار جرم یا تخلف نیستند، به ویژه کودکان بی‌گناه

عبارات و ترکیب‌ها

innocents abroad

بی گناهان در خارج از کشور

protect the innocents

محافظت از بی گناهان

innocents lost

بی گناهانی که گم شده اند

innocents first

بی گناهان ابتدا

save the innocents

نجات بی گناهان

innocents in danger

بی گناهان در خطر

innocents at risk

بی گناهان در معرض خطر

innocents suffer

بی گناهان رنج می کشند

defend the innocents

دفاع از بی گناهان

innocents unite

بی گناهان متحد شوند

جملات نمونه

the war left many innocents suffering.

جنگ باعث رنج بسیاری از افراد بی‌گناه شد.

we must protect the innocents in our society.

ما باید افراد بی‌گناه را در جامعه خود محافظت کنیم.

innocents should never be punished for the crimes of others.

افراد بی‌گناه نباید به دلیل جرم دیگران مجازات شوند.

the documentary highlighted the plight of innocents caught in conflict.

مستند وضعیت وخیم افراد بی‌گناه گرفتار در منازعه را برجسته کرد.

innocents often bear the brunt of political decisions.

افراد بی‌گناه اغلب بیشترین آسیب را از تصمیمات سیاسی متحمل می‌شوند.

the charity aims to help innocents affected by natural disasters.

این خیریه هدف کمک به افراد بی‌گناه آسیب‌دیده از بلایای طبیعی را دارد.

many innocents were displaced during the crisis.

بسیاری از افراد بی‌گناه در طول بحران آواره شدند.

it is heartbreaking to see innocents caught in violence.

دیدن افراد بی‌گناه گرفتار خشونت قلب را می‌درد.

we must advocate for the rights of innocents everywhere.

ما باید از حقوق افراد بی‌گناه در همه جا حمایت کنیم.

innocents are often overlooked in discussions about war.

افراد بی‌گناه اغلب در بحث‌ها در مورد جنگ نادیده گرفته می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید