innovatively designed
طراحی شده به صورت نوآورانه
innovatively applied
به طور نوآورانه اعمال شده
innovatively created
به طور نوآورانه ایجاد شده
innovatively developed
به طور نوآورانه توسعه یافته
innovatively integrated
به طور نوآورانه یکپارچه شده
innovatively utilized
به طور نوآورانه مورد استفاده قرار گرفته
innovatively enhanced
به طور نوآورانه ارتقا یافته
innovatively approached
به طور نوآورانه مورد توجه قرار گرفته
innovatively marketed
به طور نوآورانه بازاریابی شده
innovatively presented
به طور نوآورانه ارائه شده
she approached the problem innovatively.
او مسئله را به روش نوآورانه حل کرد.
the team worked innovatively to meet the deadline.
تیم به طور نوآورانه برای رسیدن به مهلت مقرر کار کرد.
they designed the product innovatively.
آنها محصول را به روش نوآورانه طراحی کردند.
he thinks innovatively about marketing strategies.
او به طور نوآورانه در مورد استراتژی های بازاریابی فکر می کند.
innovatively, the artist used recycled materials.
به روش نوآورانه، هنرمند از مواد بازیافتی استفاده کرد.
we need to solve this issue innovatively.
ما باید این مشکل را به روش نوآورانه حل کنیم.
the company innovatively improved its customer service.
شرکت خدمات مشتری خود را به طور نوآورانه بهبود بخشید.
innovatively, she combined different techniques.
به روش نوآورانه، او تکنیک های مختلف را با هم ترکیب کرد.
they innovatively transformed the old factory.
آنها کارخانه قدیمی را به طور نوآورانه متحول کردند.
he approached the project innovatively.
او پروژه را به روش نوآورانه دنبال کرد.
innovatively designed
طراحی شده به صورت نوآورانه
innovatively applied
به طور نوآورانه اعمال شده
innovatively created
به طور نوآورانه ایجاد شده
innovatively developed
به طور نوآورانه توسعه یافته
innovatively integrated
به طور نوآورانه یکپارچه شده
innovatively utilized
به طور نوآورانه مورد استفاده قرار گرفته
innovatively enhanced
به طور نوآورانه ارتقا یافته
innovatively approached
به طور نوآورانه مورد توجه قرار گرفته
innovatively marketed
به طور نوآورانه بازاریابی شده
innovatively presented
به طور نوآورانه ارائه شده
she approached the problem innovatively.
او مسئله را به روش نوآورانه حل کرد.
the team worked innovatively to meet the deadline.
تیم به طور نوآورانه برای رسیدن به مهلت مقرر کار کرد.
they designed the product innovatively.
آنها محصول را به روش نوآورانه طراحی کردند.
he thinks innovatively about marketing strategies.
او به طور نوآورانه در مورد استراتژی های بازاریابی فکر می کند.
innovatively, the artist used recycled materials.
به روش نوآورانه، هنرمند از مواد بازیافتی استفاده کرد.
we need to solve this issue innovatively.
ما باید این مشکل را به روش نوآورانه حل کنیم.
the company innovatively improved its customer service.
شرکت خدمات مشتری خود را به طور نوآورانه بهبود بخشید.
innovatively, she combined different techniques.
به روش نوآورانه، او تکنیک های مختلف را با هم ترکیب کرد.
they innovatively transformed the old factory.
آنها کارخانه قدیمی را به طور نوآورانه متحول کردند.
he approached the project innovatively.
او پروژه را به روش نوآورانه دنبال کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید