ingeniously

[ایالات متحده]/in'dʒi:njəsli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. با هوشمندی و حکمت.

جملات نمونه

They ingeniously conflated other characters and incidents to provide an opera-comique setting.

آنها به طرز هوशियाری شخصیت‌ها و وقایع دیگر را با هم ترکیب کردند تا فضایی شبیه به اپرای کمدی فراهم کنند.

She ingeniously solved the puzzle.

او با نبوغ مشکل را حل کرد.

He ingeniously designed the new product.

او با نبوغ محصول جدید را طراحی کرد.

The artist ingeniously combined colors in the painting.

هنرمند با نبوغ رنگ‌ها را در نقاشی ترکیب کرد.

They ingeniously crafted a plan to escape.

آنها با نبوغ نقشه‌ای برای فرار طراحی کردند.

The chef ingeniously paired unexpected flavors in the dish.

سرآشپز با نبوغ طعم‌های غیرمنتظره را در غذا ترکیب کرد.

The engineer ingeniously designed the bridge to withstand earthquakes.

مهندس با نبوغ پل را برای مقاومت در برابر زلزله طراحی کرد.

She ingeniously incorporated humor into her presentation.

او با نبوغ طنز را در ارائه خود گنجاند.

The writer ingeniously crafted a plot twist in the novel.

نویسنده با نبوغ پیچش داستانی را در رمان خلق کرد.

He ingeniously combined traditional and modern elements in the architecture.

او با نبوغ عناصر سنتی و مدرن را در معماری ترکیب کرد.

They ingeniously navigated through the maze of challenges.

آنها با نبوغ از میان هزارتوی چالش‌ها عبور کردند.

نمونه‌های واقعی

Petioles at the base of the leaves sport a string of ingeniously constructed traps.

ساقه برگها در قسمت پایین، دارای رشته‌ای تله‌های به‌طور هوشیانه ساخته شده است.

منبع: CGTN

But the spiced salmon, the ingeniously versatile masala sauce and her pakoras will make the perfect quick-supper dishes.

اما سالمون ادویه‌دار، سس ماسالا چندمنظوره و پاکوراها به طرز هوشمندانه‌ای، وعده‌های غذایی سریع و مناسبی را به ارمغان می‌آورند.

منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"

We are a curious bunch, with a drive to explore and understand, to imagine and to build, passionately, ingeniously.

ما گروهی کنجکاو هستیم که با انگیزه کاوش و درک، تصور و ساختن، به طور شور و شوق آمیز و باهوشانه، پیش می‌رویم.

منبع: Learn English through advertisements.

" I don't know" ! said Catherine, less ingeniously than she had hitherto spoken.

"من نمی‌دانم" ! کاترین گفت، کمتر از آنچه تا به حال صحبت کرده بود، باهوشانه.

منبع: Washington Square

People ingeniously used whatever nature offered them.

افراد به طرز هوشمندانه‌ای از هر آنچه که طبیعت در اختیارشان قرار می‌داد، استفاده می‌کردند.

منبع: Uncle Rich takes you on a trip to Europe.

Give it The moped phone swing device is ingeniously depressing.

به آن بدهید دستگاه نوسان تلفن مoped به طرز هوشمندانه‌ای ناراحت کننده است.

منبع: Economist Business

An ingeniously contrived philosophical system such as this may seem impressive, but it is pure fantasy.

یک سیستم فلسفی به‌طور هوشمندانه‌ای طراحی شده مانند این ممکن است چشمگیر به نظر برسد، اما صرفاً خیال‌پردازی است.

منبع: Sophie's World (Original Version)

In fact, I'd go so far as to say that grasslands can only function because they can cope so ingeniously with so little of it.

در واقع، من تا آنجا پیش می‌روم که می‌گویم علفزارها فقط به این دلیل کار می‌کنند که می‌توانند به طرز هوشمندانه‌ای با آن کمبود کنار بیایند.

منبع: The secrets of our planet.

The gate had been ingeniously mended with wire, the only sign that the land was used by any one but hunters.

دروازه به طرز هوشمندانه‌ای با سیم تعمیر شده بود، تنها نشانه اینکه این زمین توسط کسی غیر از شکارچیان استفاده نمی‌شود.

منبع: Cross Stream (Part 1)

The stalks of the flowers which the president intended to present were ingeniously wound round with a white satin ribbon adorned with gold fringe.

ساقه گل‌ها که رئیس‌جمهور قصد داشت ارائه دهد، به طرز هوشمندانه‌ای با روبان ساتن سفید تزئین شده با حاشیه طلایی پیچیده شده بود.

منبع: Eugénie Grandet

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید