innuendos

[ایالات متحده]/ˌɪnjuˈendəʊ/
[بریتانیا]/ˌɪnjuˈendoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اشاره یا کنایه غیرمستقیم، پیشنهاد، یا نکته

جملات نمونه

Heartless Castigate ,Mordacious Innuendo——logic analysis of "Homeless" " capitalist henchman

تحلیل منطقی "بدون سرپناه" و "چاقاله سرمایه داری" - سرزنش‌های بی‌رحمانه، کنایه‌های گزنده

his father's life had been ruined by the murmurings and innuendoes of lesser men.

زندگی پدرش توسط شایعات و تملق‌های مردان پست ویران شده بود.

I’m sure he thinks I stole the money—he kept making innuendoes about my “new-found-wealth”.

مطمئنم که او فکر می‌کند من پول را دزدیده‌ام - او دائماً در مورد «ثروت جدید من» تملق می‌گفت.

The gossip was full of innuendo.

غیبت‌ها پر از تملق بود.

She spoke with a hint of innuendo in her voice.

او با لحنی که نشانه‌ای از تملق داشت صحبت کرد.

The movie was filled with subtle innuendos.

فیلم پر از تملق‌های ظریف بود.

He made an innuendo about her past relationships.

او در مورد روابط گذشته او تملق گفت.

Her flirty comments were full of innuendo.

اظهارات اغوا کننده‌اش پر از تملق بود.

The comedian's jokes were laced with innuendo.

جک‌های کمدین با تملق آمیخته شده بودند.

The politician's speech was filled with innuendo.

سخنرانی سیاستمدار پر از تملق بود.

The novel was full of subtle innuendos.

رمان پر از تملق‌های ظریف بود.

The conversation was laced with innuendo.

گفتگو با تملق آمیخته شده بود.

The article contained several innuendos about the celebrity's personal life.

مقاله شامل چندین تملق در مورد زندگی شخصی سلبریتی بود.

نمونه‌های واقعی

Ok, enough with the innuendos. You win. You're hilarious. -Thank you.

خیلی خوب، دیگه کافیه با این کنایه‌ها. شما بردید. شما خیلی خنده‌دارید. - ممنون.

منبع: The Vampire Diaries Season 2

God, you have no ear for innuendo at all! He made a pass at me.

خدایا، اصلاً گوش شنوایی برای کنایه ندارید! او سعی کرد با من ارتباط برقرار کند.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 6

His ethical ideals in teachings were also communicated through metaphor, innuendo, and anecdote or story.

ایده‌آل‌های اخلاقی او در آموزش نیز از طریق استعاره، کنایه و حکایت یا داستان منتقل می‌شد.

منبع: Western cultural atmosphere

Wait, there was an innuendo in that message?

صبر کنید، آیا در آن پیام کنایه‌ای وجود داشت؟

منبع: The daily life of a chatty orange.

But, the boss is making a joke here;he's really making an innuendo.

اما، رئیس اینجا شوخی می‌کند؛ او واقعاً یک کنایه می‌سازد.

منبع: 2010 ESLPod

" I don't like innuendo in these deafening English whispers" .

"من از این کنایه‌ها در این زمزمه‌های انگلیسی آوازی که گوش را می‌کشد خوشم نمی‌آید."

منبع: The Night is Gentle (Part Two)

Games will be played, sexual innuendo ensues.

بازی انجام خواهد شد، کنایه‌های جنسی رخ می‌دهد.

منبع: Gossip Girl Season 3

God, you have no ear for innuendo at all!

خدایا، اصلاً گوش شنوایی برای کنایه ندارید!

منبع: Desperate Housewives Video Edition Season 6

The article is full of innuendos about your background.

این مقاله پر از کنایه‌هایی درباره پیشینه شما است.

منبع: 2010 ESLPod

You keep making these stupid jokes and these sleazy innuendoes...

شما همچنان شوخی‌های احمقانه و این کنایه‌های زننده را ادامه می‌دهید...

منبع: Friends Season 7

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید