inoffensively

[ایالات متحده]/ɪnəˈfɛnsɪvli/
[بریتانیا]/ɪnəˈfɛnsɪvli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طریقی که آسیب یا توهینی ایجاد نکند

عبارات و ترکیب‌ها

inoffensively express

بیان مودبانه

inoffensively address

آدرس مودبانه

inoffensively suggest

پیشنهاد مودبانه

inoffensively communicate

ارتباط مودبانه

inoffensively mention

اشاره مودبانه

inoffensively raise

افزایش مودبانه

inoffensively inquire

پرسش مودبانه

inoffensively comment

نظریه مودبانه

inoffensively discuss

بحث مودبانه

inoffensively clarify

توضیح مودبانه

جملات نمونه

she spoke inoffensively about the sensitive topic.

او در مورد موضوع حساس به طور مودبانه و بدون توهین صحبت کرد.

he managed to inoffensively decline the invitation.

او توانست دعوت را به طور مودبانه و بدون توهین رد کند.

the teacher inoffensively corrected the student's mistake.

معلم به طور مودبانه و بدون توهین اشتباه دانش آموز را تصحیح کرد.

they discussed the issue inoffensively during the meeting.

آنها در طول جلسه به طور مودبانه و بدون توهین در مورد موضوع بحث کردند.

she inoffensively expressed her disagreement with the proposal.

او مخالفت خود با پیشنهاد را به طور مودبانه و بدون توهین بیان کرد.

he inoffensively pointed out the flaws in the plan.

او نقاط ضعف طرح را به طور مودبانه و بدون توهین نشان داد.

they inoffensively shared their opinions on the new policy.

آنها نظرات خود در مورد سیاست جدید را به طور مودبانه و بدون توهین به اشتراک گذاشتند.

the discussion was conducted inoffensively to maintain harmony.

بحث به طور مودبانه و بدون توهین انجام شد تا هماهنگی حفظ شود.

she inoffensively asked for clarification on the matter.

او به طور مودبانه و بدون توهین درخواست توضیح در مورد موضوع را کرد.

he inoffensively suggested an alternative solution.

او به طور مودبانه و بدون توهین یک راه حل جایگزین پیشنهاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید