inquisitorially

[ایالات متحده]/[ɪnˈkwɪzɪtərɪəli]/
[بریتانیا]/[ɪnˈkwɪzɪtərɪəli]/

ترجمه

adv. به روشی شبیه به روش یک بازجو؛ به روشی پرسشی یا تحقیقی، اغلب با اشاره به شک یا خشونت؛ به روشی که مشخصه‌ی بازرسی‌هاست.

عبارات و ترکیب‌ها

inquisitorially questioned

پرسش‌گرانه مورد سوال قرار دادن

acting inquisitorially

با رفتاری پرسش‌گرانه عمل کردن

inquisitorially probing

تحقیق پرسش‌گرانه

inquisitorially examining

بررسی پرسش‌گرانه

inquisitorially investigating

تحقیقات پرسش‌گرانه

a inquisitorially tone

لحنی پرسش‌گرانه

inquisitorially persistent

پرسش‌گرانه پیگیر

inquisitorially sharp

پرسش‌گرانه تیز

inquisitorially detailed

پرسش‌گرانه با جزئیات

inquisitorially thorough

پرسش‌گرانه کامل

جملات نمونه

the detective questioned the witnesses inquisitorially, searching for any inconsistencies.

مامور پلیس شهادتین را به صورت دقیق و با دقت سوال کرد و به دنبال هرگونه تناقضی بود.

the judge listened to the arguments inquisitorially, carefully considering each point.

قاضی استدلال‌ها را به صورت دقیق و با دقت گوش کرد و به هر نکته‌ای توجه کرد.

he scrutinized the documents inquisitorially, looking for any signs of forgery.

او اسناد را به صورت دقیق و با دقت بررسی کرد و به دنبال هرگونه نشانه‌ای از جعل بود.

the journalist pressed the politician inquisitorially, demanding a clear answer.

روزنامه‌نگار به صورت دقیق و با دقت از سیاستمدار سوال کرد و خواستار پاسخ روشن شد.

the board of directors investigated the matter inquisitorially, seeking the truth.

هیئت مدیره موضوع را به صورت دقیق و با دقت بررسی کرد و به دنبال حقیقت بود.

the historian examined the archives inquisitorially, piecing together the past.

تاریخ‌نگار بایگان‌ها را به صورت دقیق و با دقت بررسی کرد و گذشته را کنار هم گذاشت.

the auditor reviewed the accounts inquisitorially, checking for discrepancies.

بازرس حساب‌ها را به صورت دقیق و با دقت بررسی کرد و به دنبال مغایرت‌ها بود.

the scientist approached the experiment inquisitorially, meticulously recording data.

دانشمند با دقت و با حوصله آزمایش را بررسی کرد و داده‌ها را به طور دقیق ثبت کرد.

the lawyer cross-examined the witness inquisitorially, challenging their testimony.

وکیل شهادتین را به صورت دقیق و با دقت بازجویی کرد و شهادت آنها را به چالش کشید.

the security team investigated the incident inquisitorially, gathering evidence.

تیم امنیتی حادثه را به صورت دقیق و با دقت بررسی کرد و مدارک را جمع‌آوری کرد.

the team leader approached the problem inquisitorially, seeking a solution.

رهبر تیم به صورت دقیق و با دقت به مشکل پرداخت و به دنبال راه حلی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید