the journalist investigatively reviewed public records for inconsistencies.
گزارشگر بهطور تحقیقاتی پروندههای عمومی را برای ناهماهنگیها بررسی کرد.
the team worked investigatively to trace the source of the data leak.
تیم بهطور تحقیقاتی کار کرد تا منبع نشت دادهها را پیگیری کند.
she listened investigatively, noting every contradiction in his story.
او بهطور تحقیقاتی گوش داد و هر تناقضی در داستان او را یادداشت کرد.
the editor asked him to write investigatively about unsafe factories.
ویراستار از او خواست تا بهطور تحقیقاتی درباره کارخانههای نامناسب بنویسد.
police questioned witnesses investigatively and compared their statements.
پلیس شاهدان را بهطور تحقیقاتی پرسید و بیانات آنها را با هم مقایسه کرد.
the auditor looked investigatively at the invoices and payment trails.
بررسیکننده بهطور تحقیقاتی فاکتورها و پیگیریهای پرداخت را بررسی کرد.
he approached the complaint investigatively rather than dismissing it.
او بهطور تحقیقاتی با شکوایت روبرو شد بهجای آن را رد کردن.
the researcher read investigatively, cross-checking sources line by line.
پژوهشگر بهطور تحقیقاتی خواند و منابع را خط به خط با یکدیگر مقایسه کرد.
the committee examined the bidding process investigatively for fraud risks.
کمیته بهطور تحقیقاتی فرآیند پیشنهاد دهی را برای ریسکهای فساد بررسی کرد.
they reported investigatively on the scandal after months of interviews.
پس از ماهها گفتوگو، آنها بهطور تحقیقاتی درباره این اغفال گزارش دادند.
the inspector walked the site investigatively, taking photos of hazards.
بررسیکننده بهطور تحقیقاتی سایت را گشت زد و عکسهایی از خطرات گرفت.
she dug investigatively into the charity accounts to verify donations.
او بهطور تحقیقاتی در حسابهای خیریه کاوش کرد تا دهیهای انجام شده را تأیید کند.
the journalist investigatively reviewed public records for inconsistencies.
گزارشگر بهطور تحقیقاتی پروندههای عمومی را برای ناهماهنگیها بررسی کرد.
the team worked investigatively to trace the source of the data leak.
تیم بهطور تحقیقاتی کار کرد تا منبع نشت دادهها را پیگیری کند.
she listened investigatively, noting every contradiction in his story.
او بهطور تحقیقاتی گوش داد و هر تناقضی در داستان او را یادداشت کرد.
the editor asked him to write investigatively about unsafe factories.
ویراستار از او خواست تا بهطور تحقیقاتی درباره کارخانههای نامناسب بنویسد.
police questioned witnesses investigatively and compared their statements.
پلیس شاهدان را بهطور تحقیقاتی پرسید و بیانات آنها را با هم مقایسه کرد.
the auditor looked investigatively at the invoices and payment trails.
بررسیکننده بهطور تحقیقاتی فاکتورها و پیگیریهای پرداخت را بررسی کرد.
he approached the complaint investigatively rather than dismissing it.
او بهطور تحقیقاتی با شکوایت روبرو شد بهجای آن را رد کردن.
the researcher read investigatively, cross-checking sources line by line.
پژوهشگر بهطور تحقیقاتی خواند و منابع را خط به خط با یکدیگر مقایسه کرد.
the committee examined the bidding process investigatively for fraud risks.
کمیته بهطور تحقیقاتی فرآیند پیشنهاد دهی را برای ریسکهای فساد بررسی کرد.
they reported investigatively on the scandal after months of interviews.
پس از ماهها گفتوگو، آنها بهطور تحقیقاتی درباره این اغفال گزارش دادند.
the inspector walked the site investigatively, taking photos of hazards.
بررسیکننده بهطور تحقیقاتی سایت را گشت زد و عکسهایی از خطرات گرفت.
she dug investigatively into the charity accounts to verify donations.
او بهطور تحقیقاتی در حسابهای خیریه کاوش کرد تا دهیهای انجام شده را تأیید کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید