inserter

[ایالات متحده]/ɪnˈsɜːtə/
[بریتانیا]/ɪnˈsɜrtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شیء ای که برای وارد کردن استفاده می شود؛ یک پلاگین یا افزودنی؛ یک تقسیم کننده یا جداکننده

عبارات و ترکیب‌ها

data inserter

وارد کننده داده

record inserter

وارد کننده رکورد

bulk inserter

وارد کننده عمده

file inserter

وارد کننده فایل

email inserter

وارد کننده ایمیل

image inserter

وارد کننده تصویر

text inserter

وارد کننده متن

code inserter

وارد کننده کد

link inserter

وارد کننده لینک

widget inserter

وارد کننده ویجت

جملات نمونه

the inserter is a crucial part of the assembly line.

قرار دهنده بخش حیاتی خط تولید است.

we need a faster inserter to improve productivity.

ما به یک قرار دهنده سریع‌تر برای بهبود بهره‌وری نیاز داریم.

the inserter can handle various sizes of components.

قرار دهنده می‌تواند اندازه‌های مختلف قطعات را مدیریت کند.

she adjusted the inserter for better accuracy.

او قرار دهنده را برای دقت بیشتر تنظیم کرد.

the new inserter model has advanced features.

مدل جدید قرار دهنده دارای ویژگی‌های پیشرفته‌ای است.

training staff to use the inserter is essential.

آموزش کارکنان برای استفاده از قرار دهنده ضروری است.

the inserter malfunctioned during the production run.

قرار دهنده در طول دور تولید دچار نقص فنی شد.

we replaced the old inserter with a more efficient one.

ما قرار دهنده قدیمی را با یک قرار دهنده کارآمدتر جایگزین کردیم.

the inserter's speed can be adjusted manually.

می‌توان سرعت قرار دهنده را به صورت دستی تنظیم کرد.

maintenance of the inserter is scheduled for next week.

نگهداری از قرار دهنده برای هفته آینده برنامه ریزی شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید