data inserter
وارد کننده داده
record inserter
وارد کننده رکورد
bulk inserter
وارد کننده عمده
file inserter
وارد کننده فایل
email inserter
وارد کننده ایمیل
image inserter
وارد کننده تصویر
text inserter
وارد کننده متن
code inserter
وارد کننده کد
link inserter
وارد کننده لینک
widget inserter
وارد کننده ویجت
the inserter is a crucial part of the assembly line.
قرار دهنده بخش حیاتی خط تولید است.
we need a faster inserter to improve productivity.
ما به یک قرار دهنده سریعتر برای بهبود بهرهوری نیاز داریم.
the inserter can handle various sizes of components.
قرار دهنده میتواند اندازههای مختلف قطعات را مدیریت کند.
she adjusted the inserter for better accuracy.
او قرار دهنده را برای دقت بیشتر تنظیم کرد.
the new inserter model has advanced features.
مدل جدید قرار دهنده دارای ویژگیهای پیشرفتهای است.
training staff to use the inserter is essential.
آموزش کارکنان برای استفاده از قرار دهنده ضروری است.
the inserter malfunctioned during the production run.
قرار دهنده در طول دور تولید دچار نقص فنی شد.
we replaced the old inserter with a more efficient one.
ما قرار دهنده قدیمی را با یک قرار دهنده کارآمدتر جایگزین کردیم.
the inserter's speed can be adjusted manually.
میتوان سرعت قرار دهنده را به صورت دستی تنظیم کرد.
maintenance of the inserter is scheduled for next week.
نگهداری از قرار دهنده برای هفته آینده برنامه ریزی شده است.
data inserter
وارد کننده داده
record inserter
وارد کننده رکورد
bulk inserter
وارد کننده عمده
file inserter
وارد کننده فایل
email inserter
وارد کننده ایمیل
image inserter
وارد کننده تصویر
text inserter
وارد کننده متن
code inserter
وارد کننده کد
link inserter
وارد کننده لینک
widget inserter
وارد کننده ویجت
the inserter is a crucial part of the assembly line.
قرار دهنده بخش حیاتی خط تولید است.
we need a faster inserter to improve productivity.
ما به یک قرار دهنده سریعتر برای بهبود بهرهوری نیاز داریم.
the inserter can handle various sizes of components.
قرار دهنده میتواند اندازههای مختلف قطعات را مدیریت کند.
she adjusted the inserter for better accuracy.
او قرار دهنده را برای دقت بیشتر تنظیم کرد.
the new inserter model has advanced features.
مدل جدید قرار دهنده دارای ویژگیهای پیشرفتهای است.
training staff to use the inserter is essential.
آموزش کارکنان برای استفاده از قرار دهنده ضروری است.
the inserter malfunctioned during the production run.
قرار دهنده در طول دور تولید دچار نقص فنی شد.
we replaced the old inserter with a more efficient one.
ما قرار دهنده قدیمی را با یک قرار دهنده کارآمدتر جایگزین کردیم.
the inserter's speed can be adjusted manually.
میتوان سرعت قرار دهنده را به صورت دستی تنظیم کرد.
maintenance of the inserter is scheduled for next week.
نگهداری از قرار دهنده برای هفته آینده برنامه ریزی شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید