insidious

[ایالات متحده]/ɪnˈsɪdiəs/
[بریتانیا]/ɪnˈsɪdiəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مشخصه خیانت یا نیرنگ، عمل کردن به صورت پنهان یا مضر
adv. به صورت پنهان یا مضر، به طور ظریف یا مخفی
n. حالت پنهان یا مضر بودن، نیرنگ

جملات نمونه

insidious rumors; an insidious disease.

شایعات خطرناک؛ یک بیماری خطرناک

the insidious approach of age

حضور تدریجی و خطرناک پیری

tourism represents an insidious form of consumptive activity.

گردشگری نشان دهنده یک شکل خزنده از فعالیت‌های مصرف‌کننده است.

sexual harassment is a serious and insidious problem.

آزار و اذیت جنسی یک مشکل جدی و نفوذی است.

Organized crime has an insidious influence on all who come into contact with it.

جرایم سازمان‌یافته تأثیر مخرب و پنهانی بر همه کسانی که با آن در تماس هستند، دارد.

نمونه‌های واقعی

The doctor found the insidious illness before she felt pain.

پزشک بیماری پنهانی را قبل از اینکه او احساس درد کند، پیدا کرد.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

But he's also found a kind of insidious prejudice.

اما او همچنین نوعی تعصب پنهانی را نیز کشف کرده است.

منبع: Past years' graduate entrance exam English reading true questions.

Heartbreak is far more insidious than we realize.

شکست عشقی بسیار پنهانی‌تر از آن چیزی است که ما تصور می‌کنیم.

منبع: TED Talks (Audio Version) February 2018 Collection

The policy implies insidious dangers to the national economy.

این سیاست، خطرات پنهانی برای اقتصاد ملی را نشان می‌دهد.

منبع: New Concept English Book Three Vocabulary Audio with Subtitles

Is it so insidious that I don't even recognize that it's happening?

آیا اینقدر پنهانی است که حتی متوجه نمی‌شوم دارد اتفاق می‌افتد؟

منبع: CNN 10 Student English April 2018 Compilation

They're looking to confront a more insidious threat, the rise of global temperatures.

آنها به دنبال مقابله با یک تهدید پنهانی‌تر هستند، افزایش دمای جهانی.

منبع: NPR News December 2015 Collection

These works are an indictment of racism, glaring or insidious, not a case of it.

این آثار، محکومیت نژادپرستی را نشان می‌دهند، چه آشکار و چه پنهانی، نه یک مورد از آن.

منبع: The Economist (Summary)

How insidious is this type of citation manipulation?

این نوع دستکاری استناد چقدر پنهانی است؟

منبع: Past exam papers of the English reading section for the postgraduate entrance examination (English I).

But there's a sequence before this one that already frames this grand promise as something more insidious.

اما قبل از این یک دنباله‌ای وجود دارد که از قبل این قول بزرگ را به عنوان چیزی پنهانی‌تر نشان می‌دهد.

منبع: Deep Dive into the Movie World (LSOO)

But " creative" is often a red flag, a signpost marking an insidious trade-off.

اما "خلاقیت" اغلب یک پرچم قرمز است، نشانه‌ای که نشان‌دهنده یک معامله پنهانی است.

منبع: New York Times

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید