insinuative

[ایالات متحده]/ɪnˈsɪn.jʊ.eɪ.tɪv/
[بریتانیا]/ɪnˈsɪn.juː.ə.tɪv/

ترجمه

adj. به طور ظریف چیزی را پیشنهاد دادن، اغلب به شیوه‌ای منفی

عبارات و ترکیب‌ها

insinuative remarks

نکات ضمنی

insinuative comments

نظرات ضمنی

insinuative tone

لحن ضمنی

insinuative behavior

رفتار ضمنی

insinuative suggestion

پیشنهاد ضمنی

insinuative question

پرسش ضمنی

insinuative attitude

نگرش ضمنی

insinuative language

زبان ضمنی

insinuative implication

اشاره ضمنی

insinuative style

سبک ضمنی

جملات نمونه

his insinuative remarks made everyone uncomfortable.

اظهارات اشاره‌آمیز او باعث ناراحتی همه شد.

she has a talent for making insinuative comments.

او استعداد خاصی در ارائه نظرات اشاره‌آمیز دارد.

the insinuative tone of the email raised suspicions.

لحن اشاره‌آمیز ایمیل باعث ایجاد شک و تردید شد.

his insinuative questions hinted at deeper issues.

سوالات اشاره‌آمیز او به مسائل عمیق‌تر اشاره داشتند.

they often use insinuative language in their debates.

آنها اغلب از زبان اشاره‌آمیز در بحث‌های خود استفاده می‌کنند.

her insinuative smile suggested she knew more.

لبخند اشاره‌آمیز او نشان می‌داد که بیشتر می‌داند.

insinuative comments can lead to misunderstandings.

نظرات اشاره‌آمیز می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

he delivered his insinuative criticism subtly.

او انتقاد اشاره‌آمیز خود را به طور ظریف ارائه کرد.

they often resort to insinuative tactics in negotiations.

آنها اغلب در مذاکرات به تاکتیک‌های اشاره‌آمیز متوسل می‌شوند.

the insinuative nature of his speech was evident.

طبیعت اشاره‌آمیز سخنان او آشکار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید