suggestive of
اشارهگر
spicy jokes and suggestive songs.
شوخی های تند و آهنگ های پیشنهادی.
flavours suggestive of coffee and blackberry.
طعمهایی که یادآور قهوه و تمشک هستند.
His face is suggestive of a thief.
چهرهاش نشاندهنده یک دزد است.
artifacts suggestive of an ancient society.
آثار نشاندهنده یک تمدن باستانی
a controversial song with highly suggestive lyrics.
یک ترانه بحثبرانگیز با اشعار بسیار پیشنهادی.
there were various suggestive pieces of evidence.
دلایل مشکوک و اغوا کننده متعددی وجود داشت.
conveyed the message with a few suggestive words.
پیام را با چند کلمه پیشنهادی منتقل کرد.
His behaviour was suggestive of a cultured man.
رفتار او نشاندهنده یک مرد فرهیخته بود.
His suggestive remarks shocked the young lady.
اظهارات مشکوک او خانم جوان را شوکه کرد.
marked by barbarity suggestive of a cannibal; rapaciously savage.
با نشانه هایی از وحشی گری که یادآور یک انسان خوار است؛ وحشیانه و غارتگرانه
small amphipod crustacean having a grotesque form suggestive of the praying mantis;
یک سختپوسته آمفیپود کوچک با فرمی عجیب و غریب که یادآور زنبورک کشنده است.
The presence of immotile sperm or sperm shaking in place and not demonstrating forward motion is suggestive of immunologically related infertility.
وجود اسپرمهای غیرمتحرک یا اسپرمهایی که در جای خود تکان میخورند و نشانههایی از حرکت به جلو ندارند، نشاندهنده ناباروری مرتبط با ایمنیشناسی است.
We live in a highly sexualized world, where skimpily clad bodies and suggestive postures are used to sell everything from cars to computers.
ما در دنیایی بسیار جنسیشده زندگی میکنیم، جایی که بدنهای نیمهبرهنه و حالتهای اغوا کننده برای فروش همه چیز از اتومبیل گرفته تا کامپیوتر استفاده میشود.
suggestive of
اشارهگر
spicy jokes and suggestive songs.
شوخی های تند و آهنگ های پیشنهادی.
flavours suggestive of coffee and blackberry.
طعمهایی که یادآور قهوه و تمشک هستند.
His face is suggestive of a thief.
چهرهاش نشاندهنده یک دزد است.
artifacts suggestive of an ancient society.
آثار نشاندهنده یک تمدن باستانی
a controversial song with highly suggestive lyrics.
یک ترانه بحثبرانگیز با اشعار بسیار پیشنهادی.
there were various suggestive pieces of evidence.
دلایل مشکوک و اغوا کننده متعددی وجود داشت.
conveyed the message with a few suggestive words.
پیام را با چند کلمه پیشنهادی منتقل کرد.
His behaviour was suggestive of a cultured man.
رفتار او نشاندهنده یک مرد فرهیخته بود.
His suggestive remarks shocked the young lady.
اظهارات مشکوک او خانم جوان را شوکه کرد.
marked by barbarity suggestive of a cannibal; rapaciously savage.
با نشانه هایی از وحشی گری که یادآور یک انسان خوار است؛ وحشیانه و غارتگرانه
small amphipod crustacean having a grotesque form suggestive of the praying mantis;
یک سختپوسته آمفیپود کوچک با فرمی عجیب و غریب که یادآور زنبورک کشنده است.
The presence of immotile sperm or sperm shaking in place and not demonstrating forward motion is suggestive of immunologically related infertility.
وجود اسپرمهای غیرمتحرک یا اسپرمهایی که در جای خود تکان میخورند و نشانههایی از حرکت به جلو ندارند، نشاندهنده ناباروری مرتبط با ایمنیشناسی است.
We live in a highly sexualized world, where skimpily clad bodies and suggestive postures are used to sell everything from cars to computers.
ما در دنیایی بسیار جنسیشده زندگی میکنیم، جایی که بدنهای نیمهبرهنه و حالتهای اغوا کننده برای فروش همه چیز از اتومبیل گرفته تا کامپیوتر استفاده میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید