institutors

[ایالات متحده]/ɪnˈstɪtjuːtəz/
[بریتانیا]/ɪnˈstɪtuːtərz/

ترجمه

n. افرادی که چیزی را تأسیس یا ایجاد می‌کنند؛ بنیان‌گذاران؛ خالقان نهادها یا سازمان‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

institutors of

سازندگان

جملات نمونه

the institutors of this university focused on academic excellence.

بنیانگذاران این دانشگاه بر برتری علمی تمرکز کردند.

early institutors laid the foundation for modern democracy.

بنیانگذاران اولیه پایه‌ریزی برای دموکراسی مدرن انجام دادند.

the institutors established strict guidelines for the organization.

بنیانگذاران قوانین سخت‌گیرانه‌ای برای سازمان وضع کردند.

several prominent institutors gathered to discuss reform.

چندین بنیانگذار برجسته جمع شدند تا در مورد اصلاحات بحث کنند.

the institutors' vision shaped the institution's core values.

دیدگاه بنیانگذاران مبانی ارزش‌های نهاد را شکل داد.

these institutors were pioneers in their respective fields.

این بنیانگذاران در حوزه‌های خود پیشگام بودند.

the original institutors intended the museum to be free for all.

بنیانگذاران اصلی قصد داشتند که موزه برای همه رایگان باشد.

young institutors are bringing fresh perspectives to the field.

بنیانگذاران جوان دیدگاه‌های جدیدی به این حوزه ارائه می‌دهند.

the institutors believed in the power of education.

بنیانگذاران در قدرت آموزش باور داشتند.

the program's institutors consulted with community leaders.

بنیانگذاران این برنامه با رهبران جامعه مشورت کردند.

the company's institutors prioritized employee welfare.

بنیانگذاران این شرکت اولویت دادن به رفاه کارکنان را داشتند.

the institute's founding institutors met in this very room.

بنیانگذاران اولیه این مؤسسه در این اتاق جمع شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید