| جمع | subverters |
the subverter
تخریبکننده
a subverter
یک تخریبکننده
subverters everywhere
تخریبکنندهها در همه جا
known subverter
تخریبکننده شناخته شده
suspected subverter
تخریبکننده مشکوک
subverter tactics
روشهای تخریبکننده
subverter influence
تأثیر تخریبکننده
subverters at work
تخریبکنندهها در حال کار
subverter at large
تخریبکننده در حال گسترش
subverter inside
تخریبکننده در داخل
the columnist warned that a skillful subverter can undermine public trust without firing a shot.
نویسنده در مقالهاش هشدار داد که یک زورگوی زیرک میتواند اعتماد عمومی را بدون شلیک گلوله زیر پا ببرد.
as a subverter of tradition, she challenges old norms in every debate.
به عنوان یک زورگوی سنت، او در هر بحثی به نرمهای قدیمی چالش میپذیرد.
the report described him as a subverter of democracy who spreads disinformation online.
گزارش او را یک زورگوی دموکراسی مینامد که اطلاعات نادرست را آنلاین پخش میکند.
a quiet subverter of authority, he questions every rule at work.
یک زورگوی سیستم بهطور خفته، او هر قانونی در کار را به چالش میکشد.
the agency hunted for a foreign subverter operating through proxy groups.
این آژانس به دنبال یک زورگوی خارجی بود که از طریق گروههای واسطه فعالیت میکرد.
in the novel, the subverter infiltrates the court and manipulates alliances.
در رمان، زورگو به دادگاه نفوذ کرده و تحالفها را کنترل میکند.
the teacher rejected the rumor that he was a subverter of social order.
معلم این گزارش را رد کرد که او یک زورگوی نظم اجتماعی است.
they accused the activist of being a subverter bent on stirring unrest.
آنها فعال را متهم به این کردند که یک زورگویی است که به دنبال ایجاد ناپایداری است.
to his opponents, he is a subverter of the system; to supporters, a reformer.
برای رقبایش، او یک زورگوی سیستم است؛ برای حامیهایش، یک بازساز.
the film portrays the subverter as a master of covert operations.
فیلم زورگو را به عنوان یک متخصص عملیات پنهانی نشان میدهد.
every subverter needs a network, and hers reaches into the media.
هر زورگویی نیاز به یک شبکه دارد، و شبکهاش به رسانهها میرسد.
the historian noted that a subverter of empire often begins as a loyal insider.
تاریخنگار یادآور شد که یک زورگوی امپراتوری معمولاً به عنوان یک نزدیک و وفادار شروع میکند.
the subverter
تخریبکننده
a subverter
یک تخریبکننده
subverters everywhere
تخریبکنندهها در همه جا
known subverter
تخریبکننده شناخته شده
suspected subverter
تخریبکننده مشکوک
subverter tactics
روشهای تخریبکننده
subverter influence
تأثیر تخریبکننده
subverters at work
تخریبکنندهها در حال کار
subverter at large
تخریبکننده در حال گسترش
subverter inside
تخریبکننده در داخل
the columnist warned that a skillful subverter can undermine public trust without firing a shot.
نویسنده در مقالهاش هشدار داد که یک زورگوی زیرک میتواند اعتماد عمومی را بدون شلیک گلوله زیر پا ببرد.
as a subverter of tradition, she challenges old norms in every debate.
به عنوان یک زورگوی سنت، او در هر بحثی به نرمهای قدیمی چالش میپذیرد.
the report described him as a subverter of democracy who spreads disinformation online.
گزارش او را یک زورگوی دموکراسی مینامد که اطلاعات نادرست را آنلاین پخش میکند.
a quiet subverter of authority, he questions every rule at work.
یک زورگوی سیستم بهطور خفته، او هر قانونی در کار را به چالش میکشد.
the agency hunted for a foreign subverter operating through proxy groups.
این آژانس به دنبال یک زورگوی خارجی بود که از طریق گروههای واسطه فعالیت میکرد.
in the novel, the subverter infiltrates the court and manipulates alliances.
در رمان، زورگو به دادگاه نفوذ کرده و تحالفها را کنترل میکند.
the teacher rejected the rumor that he was a subverter of social order.
معلم این گزارش را رد کرد که او یک زورگوی نظم اجتماعی است.
they accused the activist of being a subverter bent on stirring unrest.
آنها فعال را متهم به این کردند که یک زورگویی است که به دنبال ایجاد ناپایداری است.
to his opponents, he is a subverter of the system; to supporters, a reformer.
برای رقبایش، او یک زورگوی سیستم است؛ برای حامیهایش، یک بازساز.
the film portrays the subverter as a master of covert operations.
فیلم زورگو را به عنوان یک متخصص عملیات پنهانی نشان میدهد.
every subverter needs a network, and hers reaches into the media.
هر زورگویی نیاز به یک شبکه دارد، و شبکهاش به رسانهها میرسد.
the historian noted that a subverter of empire often begins as a loyal insider.
تاریخنگار یادآور شد که یک زورگوی امپراتوری معمولاً به عنوان یک نزدیک و وفادار شروع میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید