instrumentarium

[ایالات متحده]/ˌɪnstrəˈmɛntərɪəm/
[بریتانیا]/ˌɪnstrəˈmɛnˌtɛrɪəm/

ترجمه

n. مجموعه کاملی از ابزارها یا دستگاه‌ها که برای یک هدف خاص استفاده می‌شوند، به ویژه در زمینه پزشکی

عبارات و ترکیب‌ها

medical instrumentarium

تجهیزات پزشکی

surgical instrumentarium

تجهیزات جراحی

dental instrumentarium

تجهیزات دندانپزشکی

laboratory instrumentarium

تجهیزات آزمایشگاهی

orthopedic instrumentarium

تجهیزات ارتوپدی

anesthesia instrumentarium

تجهیزات بیهوشی

endoscopic instrumentarium

تجهیزات اندوسکوپی

emergency instrumentarium

تجهیزات اورژانس

clinical instrumentarium

تجهیزات بالینی

جملات نمونه

the hospital's instrumentarium is state-of-the-art.

تجهیزات بیمارستان از نوع پیشرفته هستند.

surgeons must be familiar with their instrumentarium.

جراحان باید با تجهیزات خود آشنا باشند.

the instrumentarium includes various surgical tools.

تجهیزات شامل ابزارهای جراحی مختلف است.

proper maintenance of the instrumentarium is essential.

نگهداری مناسب از تجهیزات ضروری است.

each instrument in the instrumentarium has a specific purpose.

هر وسیله ای در تجهیزات هدف خاصی دارد.

the instrumentarium was updated to improve efficiency.

تجهیزات برای بهبود کارایی به روز شده است.

training on the new instrumentarium is required for all staff.

آموزش در مورد تجهیزات جدید برای همه کارکنان مورد نیاز است.

they invested heavily in their surgical instrumentarium.

آنها به طور قابل توجهی در تجهیزات جراحی خود سرمایه گذاری کردند.

understanding the instrumentarium is crucial for patient safety.

درک تجهیزات برای ایمنی بیمار بسیار مهم است.

the instrumentarium is organized for easy access during surgery.

تجهیزات به گونه ای سازماندهی شده است که دسترسی آسان در طول جراحی فراهم شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید