insurgent

[ایالات متحده]/ɪnˈsɜːdʒənt/
[بریتانیا]/ɪnˈsɜːrdʒənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شورشی، در حال شورش، سرکش
n. شورش، قیام، سرکشی
Word Forms

جملات نمونه

a series of insurgent attacks.

مجموعه‌ای از حملات شورشی

alleged links with insurgent groups.

ارتباطات ادعایی با گروه‌های شورشی

Insurgent forces were reported advancing in the region.

گزارش شد که نیروهای شورشی در منطقه در حال پیشروی هستند.

The insurgents launched an attack on the government building.

شورشیان به ساختمان دولتی حمله کردند.

The government forces are trying to suppress the insurgent movement.

نیروهای دولتی در تلاشند جنبش شورشی را سرکوب کنند.

The insurgent group has been gaining support from the local population.

گروه شورشی از حمایت مردم محلی بهره‌مند شده است.

The insurgents have been using guerrilla tactics to evade capture.

شورشیان از تاکتیک‌های چریکی برای فرار از دستگیری استفاده کرده‌اند.

The insurgent leader was captured by the authorities.

رهبر شورشیان توسط مقامات دستگیر شد.

The government is negotiating with the insurgents to reach a peace agreement.

دولت با شورشیان برای رسیدن به توافق صلح مذاکره می‌کند.

The insurgent activity has caused chaos in the region.

فعالیت‌های شورشی باعث هرج و مرج در منطقه شده است.

The insurgents are demanding greater autonomy for their region.

شورشیان خواستار خودمختاری بیشتر برای منطقه خود هستند.

The military has been conducting operations to root out insurgent cells.

ارتش عملیاتی را برای ریشه‌کنی پایگاه‌های شورشی انجام داده است.

The government has declared a state of emergency to deal with the insurgent threat.

دولت برای مقابله با تهدید شورشی، حالت اضطراری اعلام کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید