insurmountably

[ایالات متحده]/ˌɪnsəˈmaʊntəbli/
[بریتانیا]/ˌɪnsərˈmaʊntəbli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای غیرقابل تجاوز؛ به میزانی غیرقابل تجاوز

عبارات و ترکیب‌ها

insurmountably difficult

به طور غیر قابل تصور دشوار

insurmountably complex

به طور غیر قابل تصور پیچیده

insurmountably high

به طور غیر قابل تصور بالا

insurmountably large

به طور غیر قابل تصور بزرگ

insurmountably expensive

به طور غیر قابل تصور گران

insurmountably challenging

به طور غیر قابل تصور چالش برانگیز

insurmountably frustrating

به طور غیر قابل تصور خسته کننده

insurmountably tough

به طور غیر قابل تصور سخت

seems insurmountably

به نظر می‌رسد غیر قابل تصور

proves insurmountably

ثابت می‌کند غیر قابل تصور

جملات نمونه

without expert guidance, the technical problem appeared insurmountably difficult to solve.

بدون راهنمایی متخصص، مشکل فنی به نظر می‌رسید که ناممکن است حل شود.

the mountain trail was insurmountably steep for amateur hikers.

راه پیاده‌روی کوه به‌طور ناممکنی شیب‌دار بود برای پیاده‌روان غیر حرفه‌ای.

the language barrier proved insurmontably high for new immigrants seeking employment.

محدودیت زبان به‌طور ناممکنی بالا بود برای مهاجران جدیدی که به دنبال کار بودند.

the wealth gap between nations seemed insurmountably vast to economists.

تفاوت ثروت بین کشورها به‌طور ناممکنی گسترده به نظر می‌رسید برای اقتصاددانان.

the corporate bureaucracy became insurmountably complex after the acquisition.

بوروکراسی شرکت به‌طور ناممکنی پیچیده شد پس از ادغام.

solar panel installation was once considered insurmountably expensive for homeowners.

نصب پنل‌های خورشیدی یک زمانی به‌طور ناممکنی گران در نظر گرفته می‌شد برای صاحبان خانه.

the nearest medical facility was insurmountably far for rural residents.

نزدیک‌ترین مراکز بهداشتی به‌طور ناممکنی دور بود برای ساکنین مناطق روستایی.

cultural misunderstandings between colleagues proved insurmountably deep during negotiations.

نامفهومی‌های فرهنگی بین همکاران به‌طور ناممکنی عمیق بود در طول مذاکرات.

the engineering team faced an insurmountably tight deadline for the bridge project.

تیم مهندسی با یک مهلت به‌طور ناممکنی تنگ بود برای پروژه پل.

legislative opposition to the environmental bill appeared insurmountably strong in the senate.

مخالفت‌های قانون‌گذاری در مورد قانون محیط زیست به‌طور ناممکنی قوی به نظر می‌رسید در سنا.

ancient archaeological sites are insurmountably fragile against urban development pressures.

مکان‌های باستانی به‌طور ناممکنی نازک هستند در برابر فشارهای توسعه شهری.

the experimental dataset was insurmountably large for traditional statistical methods.

مجموعه داده‌های تجربی به‌طور ناممکنی بزرگ بود برای روش‌های آماری سنتی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید