intangibility

[ایالات متحده]/ɪnˌtæn.dʒɪˈbɪl.ɪ.ti/
[بریتانیا]/ɪnˌtæn.dʒəˈbɪl.ɪ.ti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت غیرملموس بودن؛ حالت بدون حضور فیزیکی بودن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

intangibility factors

عوامل غیرقابل لمس

جملات نمونه

the intangibility of love makes it difficult to define.

ناپایداری عشق باعث می‌شود تعریف آن دشوار باشد.

many businesses struggle with the intangibility of their services.

بسیاری از کسب و کارها با ناپایداری خدمات خود دست و پنجه نرم می‌کنند.

intangibility can lead to challenges in marketing strategies.

ناپایداری می‌تواند منجر به چالش‌هایی در استراتژی‌های بازاریابی شود.

the intangibility of brand value is often underestimated.

ناپایداری ارزش برند اغلب دست کم گرفته می‌شود.

understanding intangibility is crucial in the service industry.

درک ناپایداری در صنعت خدمات بسیار مهم است.

intangibility makes it hard to measure customer satisfaction.

ناپایداری باعث می‌شود اندازه‌گیری رضایت مشتری دشوار باشد.

the intangibility of emotions can be both beautiful and painful.

ناپایداری احساسات می‌تواند هم زیبا و هم دردناک باشد.

investors often overlook the intangibility of intellectual property.

سرمایه‌گذاران اغلب ناپایداری دارایی‌های فکری را نادیده می‌گیرند.

intangibility in art creates unique experiences for viewers.

ناپایداری در هنر تجربه‌های منحصربه‌فردی را برای بینندگان ایجاد می‌کند.

the intangibility of trust is essential in building relationships.

ناپایداری اعتماد برای ایجاد روابط ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید