interests

[ایالات متحده]/ˈɪntrəsts/
[بریتانیا]/ˈɪntrəsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع علاقه؛ مزایا یا فواید؛ پولی که به طور منظم با نرخ خاصی برای استفاده از پول قرضی پرداخت می‌شود؛ نگرانی یا توجه

عبارات و ترکیب‌ها

common interests

علایق مشترک

personal interests

علایق شخصی

mutual interests

علایق متقابل

financial interests

علایق مالی

national interests

منافع ملی

special interests

علایق ویژه

conflicting interests

منافع متضاد

competing interests

منافع متضاد

self-interests

علایق خود

stakeholder interests

علایق ذینفعان

جملات نمونه

she has a variety of interests.

او علایق متنوعی دارد.

his interests include hiking and painting.

علایق او شامل پیاده‌روی و نقاشی است.

it's important to balance your interests and responsibilities.

متعادل کردن علایق و مسئولیت‌هایتان مهم است.

they discussed their mutual interests in technology.

آنها درباره علایق مشترک خود در زمینه فناوری صحبت کردند.

her interests often lead her to new adventures.

علایق او اغلب او را به ماجراهای جدیدی سوق می‌دهد.

he has a keen interest in environmental issues.

او علاقه زیادی به مسائل زیست محیطی دارد.

finding common interests can strengthen relationships.

پیدا کردن علایق مشترک می‌تواند روابط را تقویت کند.

they organized a club based on their shared interests.

آنها یک باشگاه بر اساس علایق مشترک خود سازماندهی کردند.

her interests have evolved over the years.

علایق او در طول سال‌ها تکامل یافته است.

he often explores new interests in his free time.

او اغلب در اوقات فراغت خود علایق جدیدی را کشف می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید