passions

[ایالات متحده]/ˈpæʃənz/
[بریتانیا]/ˈpæʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. احساسات یا عواطف قوی؛ عشق یا محبت شدید؛ سرگرمی‌ها یا علایق

عبارات و ترکیب‌ها

follow your passions

دنبال کردن اشتیاق‌های خود

pursue your passions

دنبال کردن اشتیاق‌های خود

share your passions

اشتیاق‌های خود را به اشتراک بگذارید

ignite your passions

اشتیاق‌های خود را شعله‌ور کنید

discover your passions

اشتیاق‌های خود را کشف کنید

live your passions

با اشتیاق زندگی کنید

embrace your passions

اشتیاق‌های خود را در آغوش بگیرید

nurture your passions

پرورش اشتیاق‌های خود

cultivate your passions

کشتن اشتیاق‌های خود

explore your passions

کاوش در اشتیاق‌های خود

جملات نمونه

she has many passions in life.

او اشتیاق‌های زیادی در زندگی دارد.

he follows his passions wholeheartedly.

او با تمام وجود به دنبال اشتیاق‌های خود می‌رود.

they turned their passions into a successful business.

آنها اشتیاق‌های خود را به یک کسب و کار موفق تبدیل کردند.

finding your passions can lead to a fulfilling life.

پیدا کردن اشتیاق‌هایتان می‌تواند منجر به یک زندگی رضایت‌بخش شود.

her passions include painting and traveling.

اشتیاق‌های او شامل نقاشی و سفر است.

many people struggle to discover their true passions.

بسیاری از مردم برای کشف اشتیاق‌های واقعی خود تلاش می‌کنند.

he often shares his passions with others.

او اغلب اشتیاق‌های خود را با دیگران به اشتراک می‌گذارد.

passions can drive you to achieve great things.

اشتیاق‌ها می‌توانند شما را به انجام کارهای بزرگ سوق دهند.

she encourages her students to pursue their passions.

او از دانش‌آموزانش می‌خواهد که به دنبال اشتیاق‌های خود باشند.

his passions for music and dance are evident.

اشتیاق او برای موسیقی و رقص آشکار است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید