pursuits

[ایالات متحده]/pəˈsjuːts/
[بریتانیا]/pərˈsuːts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل تعقیب یا دنبال کردن؛ فعالیت‌ها یا سرگرمی‌هایی که دنبال می‌شوند؛ شکل جمع کلمه تعقیب

عبارات و ترکیب‌ها

personal pursuits

اهداف شخصی

career pursuits

اهداف شغلی

academic pursuits

اهداف علمی

artistic pursuits

اهداف هنری

leisure pursuits

اهداف اوقات فراغت

intellectual pursuits

اهداف فکری

spiritual pursuits

اهداف معنوی

financial pursuits

اهداف مالی

social pursuits

اهداف اجتماعی

fitness pursuits

اهداف تناسب اندام

جملات نمونه

many people find joy in their artistic pursuits.

بسیاری از مردم شادی را در فعالیت‌های هنری خود پیدا می‌کنند.

his academic pursuits led him to travel around the world.

تحقیقات علمی او باعث شد او در سراسر جهان سفر کند.

she balanced her career with her personal pursuits.

او حرفه و فعالیت‌های شخصی خود را متعادل کرد.

outdoor pursuits can greatly enhance your well-being.

فعالیت‌های فضای باز می‌تواند به طور قابل توجهی رفاه شما را افزایش دهد.

they devoted their lives to philanthropic pursuits.

آنها زندگی خود را وقف فعالیت‌های خیریه کردند.

his pursuits in science have earned him several awards.

تحقیقات علمی او باعث شده است که جوایز متعددی کسب کند.

finding a balance between work and personal pursuits is important.

پیدا کردن تعادل بین کار و فعالیت‌های شخصی مهم است.

she often shares her pursuits in photography on social media.

او اغلب فعالیت‌های خود در زمینه عکاسی را در رسانه‌های اجتماعی به اشتراک می‌گذارد.

his relentless pursuits for knowledge inspire those around him.

تلاش‌های بی‌وقفه او برای کسب دانش، الهام‌بخش کسانی است که در اطرافش هستند.

they engage in various recreational pursuits during the weekends.

آنها در آخر هفته‌ها به فعالیت‌های تفریحی مختلف می‌پردازند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید