The notice intrigued many students.
این اطلاعیه بسیاری از دانش آموزان را مجذوب کرد.
I was intrigued by your question.
من به سوال شما علاقه مند شدم.
he intrigued her on their first meeting.
او در اولین ملاقات او را مجذوب خود کرد.
Hibernation has long intrigued biologists.
خواب زمستانی مدت طولانی است که دانشمندان زیستشناس را مجذوب خود کرده است.
They constantly intrigued against each other.
آنها دائماً علیه یکدیگر توطئه می کردند.
Most children are intrigued with fary-tales.
بیشتر کودکان با داستان های پریان مجذوب می شوند.
the notion intrigued me, but remained a velleity.
این ایده مرا مجذوب کرد، اما فقط یک هوس باقی ماند.
He had intrigued with his brother against the king.
او با برادرش علیه پادشاه توطئه کرده بود.
In the summer of 2003 we began to zero in on one microfossil type whose complex morphological characteristics particularly intrigued us.
در تابستان سال 2003، ما شروع به تمرکز بر روی یک نوع میکروسفسیل با ویژگی های مورفولوژیکی پیچیده کردیم که به طور خاص ما را مجذوب خود کرد.
I was particularily intrigued by the ancient orient artifact stores and a couple small art galleries, definitely a great whereabout for sunday brunch.
من به طور خاص به فروشگاههای آثار باستانی خاور باستان و چند گالری هنری کوچک علاقهمند بودم، مطمئناً یک مکان عالی برای صرف صبحانه یکشنبه.
The notice intrigued many students.
این اطلاعیه بسیاری از دانش آموزان را مجذوب کرد.
I was intrigued by your question.
من به سوال شما علاقه مند شدم.
he intrigued her on their first meeting.
او در اولین ملاقات او را مجذوب خود کرد.
Hibernation has long intrigued biologists.
خواب زمستانی مدت طولانی است که دانشمندان زیستشناس را مجذوب خود کرده است.
They constantly intrigued against each other.
آنها دائماً علیه یکدیگر توطئه می کردند.
Most children are intrigued with fary-tales.
بیشتر کودکان با داستان های پریان مجذوب می شوند.
the notion intrigued me, but remained a velleity.
این ایده مرا مجذوب کرد، اما فقط یک هوس باقی ماند.
He had intrigued with his brother against the king.
او با برادرش علیه پادشاه توطئه کرده بود.
In the summer of 2003 we began to zero in on one microfossil type whose complex morphological characteristics particularly intrigued us.
در تابستان سال 2003، ما شروع به تمرکز بر روی یک نوع میکروسفسیل با ویژگی های مورفولوژیکی پیچیده کردیم که به طور خاص ما را مجذوب خود کرد.
I was particularily intrigued by the ancient orient artifact stores and a couple small art galleries, definitely a great whereabout for sunday brunch.
من به طور خاص به فروشگاههای آثار باستانی خاور باستان و چند گالری هنری کوچک علاقهمند بودم، مطمئناً یک مکان عالی برای صرف صبحانه یکشنبه.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید