extrinsically motivated
انگیخته شده از بیرون
extrinsically valuable
دارای ارزش بیرونی
extrinsically linked
مرتبط به طور بیرونی
extrinsically driven
رانده شده از بیرون
extrinsically influenced
تحت تأثیر بیرونی
extrinsically rewarding
پاداش دهنده از بیرون
extrinsically derived
مشتق شده از بیرون
extrinsically assessed
ارزیابی شده از بیرون
extrinsically oriented
متمرکز بر بیرون
extrinsically focused
متمرکز بر بیرون
extrinsically motivated individuals often seek external rewards.
افراد با انگیزه بیرونی اغلب به دنبال پاداش های بیرونی هستند.
she was extrinsically driven by the desire for recognition.
او به دلیل میل به شناخت، به طور بیرونی هدایت می شد.
extrinsically valued items can influence consumer behavior.
اقلام ارزشمند بیرونی می توانند بر رفتار مصرف کننده تأثیر بگذارند.
his extrinsically motivated actions were evident in his performance.
اقدامات او که به طور بیرونی انگیزه داشتند، در عملکرد او آشکار بود.
many students are extrinsically motivated to achieve high grades.
بسیاری از دانش آموزان برای کسب نمرات بالا به طور بیرونی انگیزه دارند.
extrinsically rewarding experiences can enhance learning.
تجربیات پاداش دهنده بیرونی می توانند یادگیری را تقویت کنند.
she found extrinsically sourced inspiration in her work.
او الهام بیرونی را در کار خود یافت.
extrinsically driven goals often lack personal fulfillment.
اهداف هدایت شده به طور بیرونی اغلب فاقد تحکیم شخصی هستند.
incentives can work extrinsically to boost employee morale.
مشوق ها می توانند به طور بیرونی برای افزایش روحیه کارکنان عمل کنند.
extrinsically motivated behavior can lead to burnout.
رفتار ناشی از انگیزه بیرونی می تواند منجر به فرسودگی شود.
extrinsically motivated
انگیخته شده از بیرون
extrinsically valuable
دارای ارزش بیرونی
extrinsically linked
مرتبط به طور بیرونی
extrinsically driven
رانده شده از بیرون
extrinsically influenced
تحت تأثیر بیرونی
extrinsically rewarding
پاداش دهنده از بیرون
extrinsically derived
مشتق شده از بیرون
extrinsically assessed
ارزیابی شده از بیرون
extrinsically oriented
متمرکز بر بیرون
extrinsically focused
متمرکز بر بیرون
extrinsically motivated individuals often seek external rewards.
افراد با انگیزه بیرونی اغلب به دنبال پاداش های بیرونی هستند.
she was extrinsically driven by the desire for recognition.
او به دلیل میل به شناخت، به طور بیرونی هدایت می شد.
extrinsically valued items can influence consumer behavior.
اقلام ارزشمند بیرونی می توانند بر رفتار مصرف کننده تأثیر بگذارند.
his extrinsically motivated actions were evident in his performance.
اقدامات او که به طور بیرونی انگیزه داشتند، در عملکرد او آشکار بود.
many students are extrinsically motivated to achieve high grades.
بسیاری از دانش آموزان برای کسب نمرات بالا به طور بیرونی انگیزه دارند.
extrinsically rewarding experiences can enhance learning.
تجربیات پاداش دهنده بیرونی می توانند یادگیری را تقویت کنند.
she found extrinsically sourced inspiration in her work.
او الهام بیرونی را در کار خود یافت.
extrinsically driven goals often lack personal fulfillment.
اهداف هدایت شده به طور بیرونی اغلب فاقد تحکیم شخصی هستند.
incentives can work extrinsically to boost employee morale.
مشوق ها می توانند به طور بیرونی برای افزایش روحیه کارکنان عمل کنند.
extrinsically motivated behavior can lead to burnout.
رفتار ناشی از انگیزه بیرونی می تواند منجر به فرسودگی شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید