intuition-led

[ایالات متحده]/[ˌɪntjuˈɪʃən led]/
[بریتانیا]/[ˌɪntjuˈiʃən led]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. هدایت شده یا تحت تأثیر احساسات؛ متکی بر احساسات به جای منطق؛ دارای وابستگی به احساسات.
adv. به شیوه‌ای که توسط احساسات هدایت می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

intuition-led decision

تصمیم مبتنی بر احساس

an intuition-led approach

رویکرد مبتنی بر احساس

intuition-led strategy

استراتژی مبتنی بر احساس

being intuition-led

بودن مبتنی بر احساس

intuition-led choices

انتخاب‌های مبتنی بر احساس

intuition-led path

مسیر مبتنی بر احساس

intuition-led insights

نگاه‌های مبتنی بر احساس

was intuition-led

مبتنی بر احساس بود

intuition-led process

فرآیند مبتنی بر احساس

highly intuition-led

بسیار مبتنی بر احساس

جملات نمونه

the marketing campaign was largely intuition-led, relying on gut feeling more than data.

کمپین بازاریابی به طور گسترده‌ای بر اساس احساسات بود، بیشتر به جای داده‌ها.

her intuition-led approach to problem-solving often yields surprising results.

رویکرد او در حل مسائل که بر اساس احساسات بود، اغلب نتایج شگفت‌آوری را به دنبال دارد.

we decided on a riskier strategy, following an intuition-led hunch about the market.

ما تصمیم گرفتیم روی یک استراتژی خطرناک‌تر بیاییم، با توجه به حدسی که بر اساس احساسات بود.

the artist's style is highly intuitive and often described as intuition-led.

سبک هنرمند بسیار اینтуیتیو است و اغلب به عنوان بر اساس احساسات توصیف می‌شود.

the project's success was partly due to an intuition-led decision to pivot early.

موفقیت پروژه به درجه‌ای بود که به دلیل تصمیمی که بر اساس احساسات بود، به زودی تغییر یافت.

despite the lack of concrete evidence, the intuition-led choice felt right.

هر چند شواهد ملموسی وجود نداشت، انتخاب بر اساس احساسات درست به نظر می‌رسید.

the team encouraged an intuition-led environment where everyone could share their feelings.

تیم یک محیط را تشویق کرد که بر اساس احساسات بود، جایی که هر کس می‌توانست احساسات خود را به اشتراک بگذارد.

the founder's intuition-led vision for the company proved remarkably accurate.

دیدگاه بنیانگذار که بر اساس احساسات بود، به طور قابل توجهی دقیق ثابت شد.

it was an intuition-led moment that led them to discover the hidden treasure.

این لحظه‌ای بود که بر اساس احساسات بود، که آنها را به کشف گنج پنهان راه گذاشت.

the negotiation strategy was largely intuition-led, relying on reading the other party’s cues.

استراتژی مذاکره به طور گسترده‌ای بر اساس احساسات بود، به اعتماد به خواندن نشانه‌های طرف دیگر.

the design process was highly iterative and often intuition-led, allowing for organic growth.

فرآیند طراحی بسیار تکراری بود و اغلب بر اساس احساسات بود، که رشد طبیعی را امکان‌پذیر می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید