intuition-led decision
تصمیم مبتنی بر احساس
an intuition-led approach
رویکرد مبتنی بر احساس
intuition-led strategy
استراتژی مبتنی بر احساس
being intuition-led
بودن مبتنی بر احساس
intuition-led choices
انتخابهای مبتنی بر احساس
intuition-led path
مسیر مبتنی بر احساس
intuition-led insights
نگاههای مبتنی بر احساس
was intuition-led
مبتنی بر احساس بود
intuition-led process
فرآیند مبتنی بر احساس
highly intuition-led
بسیار مبتنی بر احساس
the marketing campaign was largely intuition-led, relying on gut feeling more than data.
کمپین بازاریابی به طور گستردهای بر اساس احساسات بود، بیشتر به جای دادهها.
her intuition-led approach to problem-solving often yields surprising results.
رویکرد او در حل مسائل که بر اساس احساسات بود، اغلب نتایج شگفتآوری را به دنبال دارد.
we decided on a riskier strategy, following an intuition-led hunch about the market.
ما تصمیم گرفتیم روی یک استراتژی خطرناکتر بیاییم، با توجه به حدسی که بر اساس احساسات بود.
the artist's style is highly intuitive and often described as intuition-led.
سبک هنرمند بسیار اینтуیتیو است و اغلب به عنوان بر اساس احساسات توصیف میشود.
the project's success was partly due to an intuition-led decision to pivot early.
موفقیت پروژه به درجهای بود که به دلیل تصمیمی که بر اساس احساسات بود، به زودی تغییر یافت.
despite the lack of concrete evidence, the intuition-led choice felt right.
هر چند شواهد ملموسی وجود نداشت، انتخاب بر اساس احساسات درست به نظر میرسید.
the team encouraged an intuition-led environment where everyone could share their feelings.
تیم یک محیط را تشویق کرد که بر اساس احساسات بود، جایی که هر کس میتوانست احساسات خود را به اشتراک بگذارد.
the founder's intuition-led vision for the company proved remarkably accurate.
دیدگاه بنیانگذار که بر اساس احساسات بود، به طور قابل توجهی دقیق ثابت شد.
it was an intuition-led moment that led them to discover the hidden treasure.
این لحظهای بود که بر اساس احساسات بود، که آنها را به کشف گنج پنهان راه گذاشت.
the negotiation strategy was largely intuition-led, relying on reading the other party’s cues.
استراتژی مذاکره به طور گستردهای بر اساس احساسات بود، به اعتماد به خواندن نشانههای طرف دیگر.
the design process was highly iterative and often intuition-led, allowing for organic growth.
فرآیند طراحی بسیار تکراری بود و اغلب بر اساس احساسات بود، که رشد طبیعی را امکانپذیر میکرد.
intuition-led decision
تصمیم مبتنی بر احساس
an intuition-led approach
رویکرد مبتنی بر احساس
intuition-led strategy
استراتژی مبتنی بر احساس
being intuition-led
بودن مبتنی بر احساس
intuition-led choices
انتخابهای مبتنی بر احساس
intuition-led path
مسیر مبتنی بر احساس
intuition-led insights
نگاههای مبتنی بر احساس
was intuition-led
مبتنی بر احساس بود
intuition-led process
فرآیند مبتنی بر احساس
highly intuition-led
بسیار مبتنی بر احساس
the marketing campaign was largely intuition-led, relying on gut feeling more than data.
کمپین بازاریابی به طور گستردهای بر اساس احساسات بود، بیشتر به جای دادهها.
her intuition-led approach to problem-solving often yields surprising results.
رویکرد او در حل مسائل که بر اساس احساسات بود، اغلب نتایج شگفتآوری را به دنبال دارد.
we decided on a riskier strategy, following an intuition-led hunch about the market.
ما تصمیم گرفتیم روی یک استراتژی خطرناکتر بیاییم، با توجه به حدسی که بر اساس احساسات بود.
the artist's style is highly intuitive and often described as intuition-led.
سبک هنرمند بسیار اینтуیتیو است و اغلب به عنوان بر اساس احساسات توصیف میشود.
the project's success was partly due to an intuition-led decision to pivot early.
موفقیت پروژه به درجهای بود که به دلیل تصمیمی که بر اساس احساسات بود، به زودی تغییر یافت.
despite the lack of concrete evidence, the intuition-led choice felt right.
هر چند شواهد ملموسی وجود نداشت، انتخاب بر اساس احساسات درست به نظر میرسید.
the team encouraged an intuition-led environment where everyone could share their feelings.
تیم یک محیط را تشویق کرد که بر اساس احساسات بود، جایی که هر کس میتوانست احساسات خود را به اشتراک بگذارد.
the founder's intuition-led vision for the company proved remarkably accurate.
دیدگاه بنیانگذار که بر اساس احساسات بود، به طور قابل توجهی دقیق ثابت شد.
it was an intuition-led moment that led them to discover the hidden treasure.
این لحظهای بود که بر اساس احساسات بود، که آنها را به کشف گنج پنهان راه گذاشت.
the negotiation strategy was largely intuition-led, relying on reading the other party’s cues.
استراتژی مذاکره به طور گستردهای بر اساس احساسات بود، به اعتماد به خواندن نشانههای طرف دیگر.
the design process was highly iterative and often intuition-led, allowing for organic growth.
فرآیند طراحی بسیار تکراری بود و اغلب بر اساس احساسات بود، که رشد طبیعی را امکانپذیر میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید