invasions

[ایالات متحده]/ɪnˈveɪʒənz/
[بریتانیا]/ɪnˈveɪʒənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تهاجمات مسلحانه؛ ورود (به‌ویژه مزاحم)؛ نفوذها؛ مداخلات

عبارات و ترکیب‌ها

military invasions

تهاجمات نظامی

foreign invasions

تهاجمات خارجی

historical invasions

تهاجمات تاریخی

alien invasions

تهاجمات فرازمینی

unwanted invasions

تهاجمات ناخواسته

invasive species invasions

تهاجمات گونه‌های مهاجم

environmental invasions

تهاجمات زیست محیطی

digital invasions

تهاجمات دیجیتال

privacy invasions

تهاجمات حریم خصوصی

territorial invasions

تهاجمات سرزمینی

جملات نمونه

history is marked by invasions that changed the course of nations.

تاریخ با حملاتی مشخص شده است که مسیر ملت‌ها را تغییر داده است.

the invasions of the past have shaped modern borders.

حملات گذشته شکل‌دهنده مرزهای مدرن بوده‌اند.

invasions often lead to significant cultural exchanges.

حملات اغلب منجر به تبادلات فرهنگی مهم می‌شوند.

many invasions were driven by the desire for resources.

بسیاری از حملات ناشی از میل به منابع بوده‌اند.

invasions can result in long-lasting impacts on society.

حملات می‌توانند منجر به تأثیرات طولانی‌مدت بر جامعه شوند.

the invasions of the mongols were particularly devastating.

حملات مغول‌ها به‌ویژه ویرانگر بودند.

some invasions were met with fierce resistance from locals.

برخی از حملات با مقاومت شدید محلی‌ها روبرو شدند.

invasions throughout history have often been justified by leaders.

حملات در طول تاریخ اغلب توسط رهبران توجیه شده‌اند.

invasions can lead to the rise and fall of empires.

حملات می‌توانند منجر به ظهور و سقوط امپراتوری‌ها شوند.

the study of invasions helps understand historical conflicts.

مطالعه حملات به درک منازعات تاریخی کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید