conquests

[ایالات متحده]/ˈkɒŋkwɛsts/
[بریتانیا]/ˈkɑːŋkwɛsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کنترل بر دشواری‌ها یا خطرات؛ مناطق اشغال شده یا فتح شده؛ عمل تصرف؛ افرادی که در عشق یا به صورت جنسی مجذوب شده‌اند

عبارات و ترکیب‌ها

military conquests

فتح‌های نظامی

historical conquests

فتح‌های تاریخی

territorial conquests

فتح‌های سرزمینی

famous conquests

فتح‌های مشهور

great conquests

فتح‌های بزرگ

successful conquests

فتح‌های موفقیت‌آمیز

epic conquests

فتح‌های حماسی

ancient conquests

فتح‌های باستانی

notable conquests

فتح‌های قابل توجه

strategic conquests

فتح‌های استراتژیک

جملات نمونه

the general celebrated his conquests in the war.

ژنرال پیروزی‌های خود را در جنگ جشن گرفت.

her conquests in the business world are impressive.

پیروزی‌های او در دنیای کسب و کار قابل توجه هستند.

the history book detailed the ancient conquests of empires.

کتاب تاریخ، فتح‌های باستانی امپراتوری‌ها را به تفصیل شرح داد.

his conquests were not just military but also cultural.

فتح‌های او فقط نظامی نبودند بلکه فرهنگی هم بودند.

many conquests have shaped the course of history.

پیروزی‌های بسیاری روند تاریخ را شکل داده‌اند.

she spoke about her conquests in various sports.

او در مورد پیروزی‌های خود در ورزش‌های مختلف صحبت کرد.

the artist's conquests in the art world are well-known.

پیروزی‌های هنرمند در دنیای هنر به خوبی شناخته شده است.

his literary conquests earned him a prestigious award.

پیروزی‌های ادبی او باعث شد جایزه معتباری دریافت کند.

the explorer documented his conquests in uncharted territories.

کاوشگر فتح‌های خود را در سرزمین‌های ناشناخته مستند کرد.

conquests can lead to both power and responsibility.

پیروزی‌ها می‌تواند منجر به هم قدرت و هم مسئولیت شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید