inventories

[ایالات متحده]/ˈɪnvəntəriz/
[بریتانیا]/ˈɪnvəntɔriz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خلاصه‌ها (جمع موجودی); حساب‌های دقیق; فهرست‌های موجودی یا املاک

عبارات و ترکیب‌ها

manage inventories

مدیریت موجودی‌ها

track inventories

ردیابی موجودی‌ها

reduce inventories

کاهش موجودی‌ها

increase inventories

افزایش موجودی‌ها

update inventories

به‌روزرسانی موجودی‌ها

check inventories

بررسی موجودی‌ها

audit inventories

بازرسی موجودی‌ها

control inventories

کنترل موجودی‌ها

optimize inventories

بهینه‌سازی موجودی‌ها

evaluate inventories

ارزیابی موجودی‌ها

جملات نمونه

the company needs to update its inventories regularly.

شرکت باید موجودی خود را به طور منظم به‌روزرسانی کند.

we conducted a thorough review of our inventories.

ما یک بررسی کامل از موجودی خود انجام دادیم.

accurate inventories are essential for effective supply chain management.

موجودی دقیق برای مدیریت مؤثر زنجیره تأمین ضروری است.

our inventories have decreased significantly this quarter.

موجودی ما در این فصل به طور قابل توجهی کاهش یافته است.

the store's inventories were running low before the holiday season.

موجودی فروشگاه قبل از فصل تعطیلات رو به کاهش بود.

it is important to track inventories to prevent stockouts.

برای جلوگیری از کمبود موجودی، ردیابی موجودی مهم است.

we need to categorize our inventories for better organization.

ما باید موجودی خود را برای سازماندهی بهتر دسته بندی کنیم.

excess inventories can lead to increased holding costs.

موجودی اضافی می تواند منجر به افزایش هزینه های نگهداری شود.

the manager is responsible for overseeing the inventories.

مدیر مسئولیت نظارت بر موجودی ها را دارد.

having accurate inventories helps in making informed business decisions.

داشتن موجودی دقیق به اتخاذ تصمیمات تجاری آگاهانه کمک می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید