deficits

[ایالات متحده]/ˈdɛfɪsɪts/
[بریتانیا]/ˈdɛfɪsɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقدار که چیزی، به ویژه یک مبلغ پول، بسیار کم است؛ وضعیت داشتن کمتر از آنچه که نیاز است

عبارات و ترکیب‌ها

budget deficits

کمبودهای بودجه

trade deficits

کمبودهای تجاری

fiscal deficits

کمبودهای مالی

structural deficits

کمبودهای ساختاری

current deficits

کمبودهای فعلی

persistent deficits

کمبودهای مداوم

large deficits

کمبودهای بزرگ

growing deficits

کمبودهای رو به رشد

annual deficits

کمبودهای سالانه

economic deficits

کمبودهای اقتصادی

جملات نمونه

the country is facing large budget deficits.

کشور با کسری بودجه بزرگ روبرو است.

many students struggle with learning deficits.

بسیاری از دانش آموزان در مواجهه با کمبودهای یادگیری مشکل دارند.

the company reported significant deficits in its quarterly earnings.

شرکت گزارش کرد که در سود سه ماهه خود کسری‌های قابل توجهی وجود دارد.

addressing health deficits is crucial for community well-being.

رسیدگی به کمبودهای بهداشتی برای سلامت جامعه بسیار مهم است.

experts warn about the long-term effects of cognitive deficits.

متخصصان نسبت به اثرات بلندمدت کمبودهای شناختی هشدار می‌دهند.

investing in education can help reduce skill deficits.

سرمایه‌گذاری در آموزش می‌تواند به کاهش کمبود مهارت‌ها کمک کند.

the government is implementing measures to tackle fiscal deficits.

دولت اقداماتی را برای مقابله با کسری‌های مالی در حال اجرا است.

children with attention deficits may need special support.

کودکانی که دچار کمبود توجه هستند ممکن است به حمایت ویژه نیاز داشته باشند.

there are numerous social deficits that need to be addressed.

کمبودهای اجتماعی متعددی وجود دارد که باید رسیدگی شود.

the team identified several performance deficits in the project.

تیم چندین کمبود عملکردی در پروژه شناسایی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید