creatively invents
خلاقانه اختراع میکند
constantly invents
به طور مداوم اختراع میکند
successfully invents
با موفقیت اختراع میکند
quickly invents
به سرعت اختراع میکند
frequently invents
به طور مکرر اختراع میکند
often invents
اغراقآمیز اختراع میکند
brilliantly invents
با نبوغ اختراع میکند
easily invents
به راحتی اختراع میکند
originally invents
به طور اصیل اختراع میکند
boldly invents
با جسارت اختراع میکند
she invents new recipes every week.
او هر هفته دستورالعملهای جدیدی ابداع میکند.
he invents gadgets that make life easier.
او ابزارهایی اختراع میکند که زندگی را آسانتر میکنند.
the artist invents unique styles for her paintings.
هنرمند سبکهای منحصر به فردی برای نقاشیهای خود ابداع میکند.
scientists invent new technologies to solve problems.
دانشمندان فناوریهای جدیدی برای حل مشکلات ابداع میکنند.
she invents stories to entertain her children.
او داستانهایی برای سرگرمی فرزندانش ابداع میکند.
he invents games that everyone enjoys playing.
او بازیهایی اختراع میکند که همه از بازی کردن آنها لذت میبرند.
the engineer invents solutions for complex challenges.
مهندس راه حلهایی برای چالشهای پیچیده ابداع میکند.
they invent new ways to promote their business.
آنها راههای جدیدی برای تبلیغ کسب و کار خود ابداع میکنند.
she invents characters for her novels.
او شخصیتهایی برای رمانهای خود ابداع میکند.
he invents new methods to improve efficiency.
او روشهای جدیدی برای بهبود کارایی ابداع میکند.
creatively invents
خلاقانه اختراع میکند
constantly invents
به طور مداوم اختراع میکند
successfully invents
با موفقیت اختراع میکند
quickly invents
به سرعت اختراع میکند
frequently invents
به طور مکرر اختراع میکند
often invents
اغراقآمیز اختراع میکند
brilliantly invents
با نبوغ اختراع میکند
easily invents
به راحتی اختراع میکند
originally invents
به طور اصیل اختراع میکند
boldly invents
با جسارت اختراع میکند
she invents new recipes every week.
او هر هفته دستورالعملهای جدیدی ابداع میکند.
he invents gadgets that make life easier.
او ابزارهایی اختراع میکند که زندگی را آسانتر میکنند.
the artist invents unique styles for her paintings.
هنرمند سبکهای منحصر به فردی برای نقاشیهای خود ابداع میکند.
scientists invent new technologies to solve problems.
دانشمندان فناوریهای جدیدی برای حل مشکلات ابداع میکنند.
she invents stories to entertain her children.
او داستانهایی برای سرگرمی فرزندانش ابداع میکند.
he invents games that everyone enjoys playing.
او بازیهایی اختراع میکند که همه از بازی کردن آنها لذت میبرند.
the engineer invents solutions for complex challenges.
مهندس راه حلهایی برای چالشهای پیچیده ابداع میکند.
they invent new ways to promote their business.
آنها راههای جدیدی برای تبلیغ کسب و کار خود ابداع میکنند.
she invents characters for her novels.
او شخصیتهایی برای رمانهای خود ابداع میکند.
he invents new methods to improve efficiency.
او روشهای جدیدی برای بهبود کارایی ابداع میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید