he concocts ideas
او ایده میآفریند
she concocts plans
او طرح میآفریند
the chef concocts
سرآشپز میآفریند
they concoct stories
آنها داستان میآفرینند
he concocts schemes
او نقشههایی میآفریند
she concocts recipes
او دستور العمل میآفریند
the artist concocts
هنرمند میآفریند
he concocts drinks
او نوشیدنی میآفریند
they concoct solutions
آنها راه حل میآفرینند
she concocts potions
او معجون میآفریند
she concocts a delicious recipe for dinner.
او یک دستور غذای خوشمزه برای شام آماده میکند.
the artist concocts a unique blend of colors.
هنرمند ترکیبی منحصر به فرد از رنگها را ترکیب میکند.
he often concocts stories to entertain his friends.
او اغلب داستانهایی برای سرگرمی دوستانش میسازد.
she concocts a plan to surprise her family.
او نقشهای برای غافلگیر کردن خانوادهاش میکشد.
the scientist concocts a new formula for the experiment.
دانشمند یک فرمول جدید برای آزمایش میسازد.
he concocts a potion to heal the sick.
او معجونی برای درمان بیماران میسازد.
the chef concocts a special sauce for the dish.
آشپز یک سس خاص برای غذا میسازد.
she concocts a story to explain her absence.
او داستانی برای توضیح غیبت خود میسازد.
the writer concocts intriguing plots for her novels.
نویسنده طرحهای جذاب برای رمانهای خود میسازد.
he concocts a strategy to win the game.
او یک استراتژی برای برنده شدن در بازی میسازد.
he concocts ideas
او ایده میآفریند
she concocts plans
او طرح میآفریند
the chef concocts
سرآشپز میآفریند
they concoct stories
آنها داستان میآفرینند
he concocts schemes
او نقشههایی میآفریند
she concocts recipes
او دستور العمل میآفریند
the artist concocts
هنرمند میآفریند
he concocts drinks
او نوشیدنی میآفریند
they concoct solutions
آنها راه حل میآفرینند
she concocts potions
او معجون میآفریند
she concocts a delicious recipe for dinner.
او یک دستور غذای خوشمزه برای شام آماده میکند.
the artist concocts a unique blend of colors.
هنرمند ترکیبی منحصر به فرد از رنگها را ترکیب میکند.
he often concocts stories to entertain his friends.
او اغلب داستانهایی برای سرگرمی دوستانش میسازد.
she concocts a plan to surprise her family.
او نقشهای برای غافلگیر کردن خانوادهاش میکشد.
the scientist concocts a new formula for the experiment.
دانشمند یک فرمول جدید برای آزمایش میسازد.
he concocts a potion to heal the sick.
او معجونی برای درمان بیماران میسازد.
the chef concocts a special sauce for the dish.
آشپز یک سس خاص برای غذا میسازد.
she concocts a story to explain her absence.
او داستانی برای توضیح غیبت خود میسازد.
the writer concocts intriguing plots for her novels.
نویسنده طرحهای جذاب برای رمانهای خود میسازد.
he concocts a strategy to win the game.
او یک استراتژی برای برنده شدن در بازی میسازد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید