imagines

[ایالات متحده]/ɪˈmædʒɪnz/
[بریتانیا]/ɪˈmædʒɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مرحله بالغ یک حشره؛ تصویر ذهنی
v. تشکیل تصویر ذهنی از چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

she imagines

او تصور می‌کند

he imagines

او تصور می‌کند

they imagine

آنها تصور می‌کنند

life imagines

زندگی تصور می‌کند

dreams imagines

رویاها تصور می‌کنند

art imagines

هنر تصور می‌کند

future imagines

آینده تصور می‌کند

love imagines

عشق تصور می‌کند

جملات نمونه

she imagines a world where everyone is equal.

او دنیایی را تصور می‌کند که همه برابر باشند.

he imagines traveling to distant planets.

او سفر به سیارات دوردست را تصور می‌کند.

they often imagine what their future will look like.

آنها اغلب تصور می‌کنند آینده‌شان چگونه خواهد بود.

she imagines herself as a successful artist.

او خود را به عنوان یک هنرمند موفق تصور می‌کند.

he imagines the possibilities of new technology.

او امکانات فناوری جدید را تصور می‌کند.

many children imagine themselves as superheroes.

بسیاری از کودکان خود را به عنوان ابرقهرمان تصور می‌کنند.

she imagines living in a cozy cottage by the sea.

او زندگی در یک کلبه دنج کنار دریا را تصور می‌کند.

he imagines how different life would be in another country.

او تصور می‌کند زندگی در کشور دیگر چقدر متفاوت خواهد بود.

they imagine their wedding day with great excitement.

آنها روز عروسی خود را با هیجان فراوان تصور می‌کنند.

she imagines a future filled with adventure and joy.

او آینده‌ای پر از ماجراجویی و شادی را تصور می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید