inverter

[ایالات متحده]/ɪnˈvɜːtə/
[بریتانیا]/ɪnˈvɜrtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی که جریان مستقیم (DC) را به جریان متناوب (AC) تبدیل می‌کند؛ در الکترونیک، یک مدار که سیگنال ورودی را معکوس می‌کند
Word Forms
جمعinverters

عبارات و ترکیب‌ها

power inverter

اینورتر برق

inverter circuit

مدار اینورتر

inverter system

سیستم اینورتر

solar inverter

اینورتر خورشیدی

inverter drive

درایو اینورتر

inverter technology

فناوری اینورتر

inverter unit

واحد اینورتر

inverter output

خروجی اینورتر

inverter efficiency

بازدهی اینورتر

inverter module

ماژول اینورتر

جملات نمونه

the inverter converts dc power to ac power.

اینورتر برق DC را به AC تبدیل می‌کند.

we need to install a new inverter for the solar system.

ما نیاز به نصب یک اینورتر جدید برای سیستم خورشیدی داریم.

the inverter is essential for running appliances during a power outage.

اینورتر برای راه اندازی وسایل در هنگام قطع برق ضروری است.

make sure the inverter is compatible with your battery.

مطمئن شوید که اینورتر با باتری شما سازگار است.

many rvs come equipped with an inverter for convenience.

بسیاری از RV ها به دلیل راحتی با اینورتر مجهز هستند.

the efficiency of the inverter affects overall energy consumption.

راندمان اینورتر بر مصرف کل انرژی تأثیر می گذارد.

check the inverter settings before starting the generator.

قبل از راه اندازی ژنراتور تنظیمات اینورتر را بررسی کنید.

inverters can help reduce electricity bills by using solar energy.

اینورترها می‌توانند با استفاده از انرژی خورشیدی به کاهش قبوض برق کمک کنند.

we should test the inverter regularly to ensure it works properly.

ما باید اینورتر را به طور منظم آزمایش کنیم تا مطمئن شویم که به درستی کار می کند.

the inverter's display shows real-time power output.

نمایشگر اینورتر خروجی توان بی‌درنگ را نشان می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید