reverser

[ایالات متحده]/rɪˈvɜːsə/
[بریتانیا]/rɪˈvɜrser/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی برای معکوس کردن جهت؛ سوئیچ برای تغییر جهت؛ مکانیزم برای معکوس کردن؛ سوئیچ معکوس کننده؛ بازنشانی کننده؛ انتخابگر
Word Forms
جمعreversers

عبارات و ترکیب‌ها

gear reverser

معکوس دنده

flow reverser

معکوس جریان

engine reverser

معکوس موتور

reverse thrust reverser

معکوس رانش

power reverser

معکوس توان

reverser lever

اهرم معکوس

reverser control

کنترل معکوس

reverser system

سیستم معکوس

reverser mechanism

مکانیزم معکوس

reverser valve

شیر معکوس

جملات نمونه

the reverser mechanism is essential for this engine.

مکانیزم معکوس برای این موتور ضروری است.

we need to install a reverser for better control.

ما نیاز داریم یک معکوس برای کنترل بهتر نصب کنیم.

the reverser allows the train to change direction easily.

معکوس به قطار اجازه می‌دهد به راحتی جهت خود را تغییر دهد.

he adjusted the reverser to improve performance.

او معکوس را برای بهبود عملکرد تنظیم کرد.

the aircraft's reverser helps in landing.

معکوس هواپیما به فرود کمک می کند.

using a reverser can enhance the efficiency of the system.

استفاده از یک معکوس می تواند کارایی سیستم را افزایش دهد.

the technician explained how the reverser works.

تکنسین توضیح داد که معکوس چگونه کار می کند.

they installed a new reverser to meet safety standards.

آنها یک معکوس جدید برای رعایت استانداردهای ایمنی نصب کردند.

understanding the reverser is crucial for operators.

درک معکوس برای اپراتورها بسیار مهم است.

the reverser plays a key role in the machinery's operation.

معکوس نقش کلیدی در عملکرد ماشین آلات دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید