inviability

[ایالات متحده]/ˌɪnvaɪəˈbɪləti/
[بریتانیا]/ˌɪnvaɪəˈbaɪləti/

ترجمه

n. کیفیت عدم توانایی برای زندگی یا بقا

عبارات و ترکیب‌ها

economic inviability

غیرقابل توجیه اقتصادی

inviability assessment

ارزیابی عدم امکان‌پذیری

inviability factors

عوامل عدم امکان‌پذیری

inviability risks

خطرات عدم امکان‌پذیری

financial inviability

غیرقابل توجیه مالی

inviability issues

مشکلات عدم امکان‌پذیری

inviability concerns

نگرانی‌های عدم امکان‌پذیری

project inviability

عدم امکان‌پذیری پروژه

inviability analysis

تجزیه و تحلیل عدم امکان‌پذیری

inviability criteria

معیارهای عدم امکان‌پذیری

جملات نمونه

the inviability of the project led to its cancellation.

عدم امکان اجرای پروژه منجر به لغو آن شد.

experts discussed the economic inviability of the proposal.

متخصصان درباره عدم امکان اقتصادی پیشنهاد بحث کردند.

inviability can often result from poor planning.

عدم امکان اغلب می تواند ناشی از برنامه ریزی ضعیف باشد.

the study highlighted the inviability of certain business models.

مطالعه عدم امکان مدل های کسب و کار خاص را برجسته کرد.

they faced challenges due to the inviability of their initial strategy.

آنها به دلیل عدم امکان استراتژی اولیه خود با چالش هایی روبرو شدند.

the report concluded with a discussion on the inviability of the plan.

گزارش با بحثی در مورد عدم امکان طرح به پایان رسید.

inviability in agriculture can stem from climate change.

عدم امکان در کشاورزی می تواند ناشی از تغییرات آب و هوایی باشد.

the team evaluated the inviability of their current approach.

تیم عدم امکان رویکرد فعلی خود را ارزیابی کرد.

inviability issues were raised during the project review.

مشکلات عدم امکان در بررسی پروژه مطرح شد.

addressing the inviability of certain options is crucial for success.

رسیدگی به عدم امکان گزینه های خاص برای موفقیت بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید