hopelessness

[ایالات متحده]/ˈhəʊpləsnəs/
[بریتانیا]/ˈhoʊpləsnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت ناامیدی یا کمبود امید
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

deep hopelessness

غم عمیق

sense of hopelessness

حس ناامیدی

hopelessness epidemic

شیوع ناامیدی

hopelessness and despair

ناامیدی و یأس

hopelessness crisis

بحران ناامیدی

overwhelming hopelessness

ناامیدی طاقت‌فرسا

hopelessness syndrome

سندرم ناامیدی

hopelessness feelings

احساسات ناامیدی

hopelessness situation

وضعیت ناامیدی

hopelessness narrative

داستان ناامیدی

جملات نمونه

she felt a deep sense of hopelessness after losing her job.

او پس از از دست دادن شغلش، احساس ناامیدی عمیقی کرد.

in times of hopelessness, it's important to seek support from friends.

در زمان‌های ناامیدی، مهم است که از دوستان کمک بگیرید.

he struggled with feelings of hopelessness during his illness.

او در طول بیماری‌اش با احساسات ناامیدی دست و پنجه نرم کرد.

hopelessness can often lead to depression if not addressed.

ناامیدی اغلب می‌تواند منجر به افسردگی شود اگر رسیدگی نشود.

the hopelessness in her eyes was heartbreaking.

ناامیدی در چشمان او قلب را می‌شکست.

he wrote a poem about the hopelessness of war.

او در مورد ناامیدی جنگ شعر نوشت.

finding hope in a sea of hopelessness is a true challenge.

پیدا کردن امید در دریایی از ناامیدی یک چالش بزرگ است.

many people experience hopelessness at some point in their lives.

بسیاری از افراد در طول زندگی خود ناامیدی را تجربه می‌کنند.

she sought therapy to cope with her feelings of hopelessness.

او برای مقابله با احساسات ناامیدی خود به دنبال درمان صحبت کرد.

hopelessness can cloud one's judgment and decision-making.

ناامیدی می‌تواند قضاوت و تصمیم‌گیری یک فرد را مختل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید